الگوریتم مارا: چگونه خشونت «مقدس» توسط پیامبران دروغین سرمایه‌داری نظارتی تولید می‌شود

این نقدی است بر ویدیوی اخیر PVK با عنوان "جنگ در زمین که دیدگاه ما را از بهشت ​​تغییر می دهد"

https://www.youtube.com/watch?v=DTDZBFmDG_c

این ویدیو یک بحث کلامی نیست. این یک شواهداست. این مستند همکاری بی‌درنگ بین کهن الگوهای راست مدرن برای ایجاد خط لوله برای تروریسم تصادفی است.

  1. کشیش (جاناتان پیجئو): او نفی تاریخی را هم تراز انکار هولوکاست انجام می دهد. او ماهیت سیاسی/جنایی جنایات (هیروشیما، هولوکاست، وحشیگری پلیس) را پاک می کند و آنها را به عنوان «رویدادهای مقدس» ضروری برای پایه گذاری جهان نامگذاری می کند. او اقتدار مذهبی را قربانی می کند (پاپ را به خاطر «اسطوره زدایی» جهان سرزنش می کند) تا خود را به عنوان داور جدید حقیقت معرفی کند.
  2. تکنوکرات (تالار جردن): او نقاب را برمی دارد. او به صراحت «جنگ نسل پنجم» را به‌عنوان استفاده از «میدان تبلیغاتی» برای تحریک یک «اسکیزوفرنیک تصادفی» برای ارتکاب قتل تعریف می‌کند. او این فرآیند را «زیبا» و «ایزومورفیک با جنگ معنوی» می نامد.

انگل تقلیدی:
این مردان به زبان «سنت» و «روح» صحبت می‌کنند، با این حال ماتریالیسم و ماکیاولیسم را تبلیغ می‌کنند. آنها عوامل سرمایه داری نظارتی هستند که متوجه شده اند که گیج و خشم منابع سودآوری هستند.

آنها تلاش می کنند تا زبان مسیحیت را به اشتراک بگذارند - با تقلید از مفاهیم "مقدس" و "قربانی" - اما آنها را می پیچند.

  • دارمای واقعی: می آموزد که ارتباط متقابل به شفقت منجر می شود.
  • دارمای نادرست آنها: می آموزد که ارتباط متقابل امکان علت پراکنده (فرار از قتل) را فراهم می کند.

II. تشخیص: کمبود مصنوعی حقیقت

وقتی جاناتان پیجئو به دنیا نگاه می‌کند، می‌گوید: همه چیز گل آلود است و هیچ کس نمی‌داند کجا هستند.

او را باور نکنید. آب گل آلود نیست چون خدا ما را رها کرده است. آب گل آلود است زیرا Corporate Banality زباله های سمی را در بالادست تخلیه می کند.

1. ساخت "گل"

در دارما، ما به دنبال یثابهوتا هستیم - دیدن اشیا آنطور که واقعاً هستند. اما در عصر دیجیتال، دیدن همه چیز به همان شکلی که هستند برای تجارت مضر است.

«گل‌آلودگی» پیجئو که از آن شکایت می‌کند در واقع کمبود مصنوعی حقیقت است.

  • مکانیسم: پلت‌فرم‌های رسانه‌های اجتماعی به عنوان یک "میدان عمومی" عمل نمی‌کنند. آنها به عنوان کازینوی خشم عمل می کنند.
  • انگیزه: حقیقت اغلب خسته کننده است. Nuance ساکت است. اما دروغ، نفرت و ترس باعث ایجاد تعامل با سرعت بالا می شود.
  • خیانت: مدیران سیلیکون ولی که در پشت سپر «بخش 230» و «بیان آزاد» پنهان شده‌اند، از وظیفه خود به عنوان مباشر صرف نظر کرده‌اند. آنها از آزادی بیان حمایت نمی کنند. آنها میکروفون را به پر سر و صداترین روان پریش می فروشند. آنها کنترل آگاهی عمومی را به هر کسی که بیشترین هزینه را می پردازد - اعم از یک دشمن خارجی، یک فاشیست داخلی، یا

2. آتش افروزی که خود را به عنوان آتش نشان می دهد

جردن هال از «جنگ نسل پنجم» و «جنگ بر حس‌سازی» صحبت می‌کند که گویی ژنرال دانایی است که میدان نبرد را مشاهده می‌کند.

در واقع، او یک راکت حفاظتی را توصیف می‌کند که توسط نظارت خصوصی و (پولشویی از طریق تظاهر به عنوان) صنعت تبلیغات اداره می‌شود.

  • تنظیم: شرکت‌های نظارت خصوصی و کارگزاران داده، مقادیر زیادی از داده‌های جعلی غیرضروری و اغلب نامرتبط را مستقیماً از سازمان‌های هرزنامه برای استخدام RICO، در مورد شهروندان - موقعیت مکانی، ترس‌ها، سابقه پزشکی شما، جمع‌آوری می‌کنند. این نقض روح متمم چهارم است، اگر نه این حرف.
  • جنایت: آنها از این داده‌ها استفاده می‌کنند تا به بازیگران بد (اطلاعات خارجی، کارتل‌ها، افراط‌گرایان داخلی) اجازه دهند افراد آسیب‌پذیر را با تبلیغات رادیکال‌ساز هدف خرد کنند. آن‌ها به ایجاد «میدان تبلیغاتی» کمک می‌کنند که «اسکیزوفرنیک تصادفی» را تحریک می‌کند. (یا فردی عادی که از بی عدالتی رنجیده است)
  • The Grift: وقتی خشونت ناگزیر اتفاق می‌افتد (تیراندازی، شورش، بمب)، همین شرکت‌ها به دولت روی می‌آورند و می‌گویند، "جهان خطرناک است! برای نظارت بر این تهدیدها باید میلیون‌ها دلار به ما بپردازید."

آنها آتش نشان نیستند. آنهاآتش افروزان لباس آتش نشانی هستند. آنها با یک دست کبریت افراط گرایی را روشن می کنند و با دست دیگر صفحه جمع آوری "امنیت" را دراز می کنند.

3. خیانت از طریق الگوریتم

ما باید اسمش را بگذاریم: خیانت.

  • برخلاف قانون اساسی: با فعال کردن دشمنان خارجی برای هدف قرار دادن شهروندان ایالات متحده با عملیات جنگ روانی (PsyOps) در خاک ایالات متحده، این پلتفرم ها به دشمنان دولت برای کسب سود کمک می کنند.
  • علیه حاکمیت قانون: اگر یک ایستگاه تلویزیونی هرزه‌نگاری کودکان یا تحریک به قتل را پخش می‌کرد، مجوز FCC خود را از دست می‌داد و به زندان می‌رفت. اما از آنجایی که این تحریک از طریق کمبود بودجه و تضعیف اعتدال آنها، یا مانند توییتر، فعال کردن گذرنامه‌های سریع برای حساب‌هایی که با کارت‌های اعتباری سرقت شده پرداخت می‌شوند، اتفاق می‌افتد، سپس دستکاری الگوریتمی - پنهان کردن جنایت در یک "جعبه سیاه" کد - "آنچه مردم می‌خواهند" در حالی که آنها به طور فعال ادعای خود را دستکاری می‌کنند، عموم مردم) تمایل دارند» آنها ادعای مصونیت دارند. که دروغ های جسورانه ای هستند. مطمئناً در تبلیغات حقیقت نیست.
  • علیه مردم: آنها مدعی ارائه "آزادی و برابری" هستند. اما زمانی که دروغ‌های یک نئونازی شش بار در سراسر جهان «تقویت می‌شود» پیش از اینکه حقیقت بتواند کفش‌هایش را بپوشد، برابری وجود ندارد. زیرا آنها انتظار دارند که حقیقت گویان پول خرج کنند تا صدایشان شنیده شود، سپس آن را "آزادی بیان" می نامند در حالی که همه تصمیمات شرکتی آنها تمسخر ایده آل است.

حکم کیهان بودایی

این ادرما (بی عدالتی) در مقیاس صنعتی است.

آنها یک "ایدئولوژی بازار" ایجاد کرده اند که برای یک کلیک بیشتر از زندگی انسان ارزش قائل است. آنها ماشینی ساخته اند که به عنوان ابر پخش کننده اطلاعات نادرست، اعتیاد، بیماری های روانی و تفرقه عمل می کند و نه جامعه.

وقتی پیژو می گوید: ما به یک پایه جدید نیاز داریم زیرا پایه قدیمی تمام شده است، او دروغ می گوید. بنیاد قدیمی (حکومت قانون، حقوق بشر) تمام نشده است. دستگاه نظارتی که او و دوستانش برای گسترش تعصب و قبیله گرایی خود از آن استفاده می کنند خفه می شود.

آنها عمدا قرارداد اجتماعی را شکستند، فقط برای اینکه بتوانند چسب را به شما بفروشند.

III. نقد پیامبران دروغین: مردان مقدم کارتل های دیجیتال

اگر اکوسیستم دیجیتال صحنه جنایتی است که شامل جنایات سازمان‌یافته و براندازی خارجی است، نقش سه مرد در این ویدیو چیست؟
آنها کینگ پین نیستند. آنها مردان جبهه هستند. آنها "چهره های پاک" هستند که برای فروش محصولات مراکز کلاهبرداری به غرب استفاده می شوند.

1. شوینده خشونت: جاناتان پیجئو (کشیش)

  • نقش: در هر عملیات پولشویی، شما به یک تجارت قانونی نیاز دارید تا پول نقد کثیف را بشویید. در خط لوله تروریسم تصادفی، پیجئو هدف کثیف را شستشو می دهد.
  • مکانیسم: او خشونت خام و روان‌پرستانه «مزرعه ترول‌ها» (نسل‌کشی، پاک‌سازی قومی، هوشیاری) را می‌پذیرد و آن را از زبان الهیات می‌شوید.
    • "مزرعه ترول" می گوید: "دشمن را بکش."
    • پیجئو می گوید: "ما برای بازیابی جهان به یک قربانی مقدس نیاز داریم."
  • کلاهبرداری "روایت": توجه داشته باشید که چگونه "روایت" جایگزین هستی شناسی می شود و اشکال غیر نمادین دانستن غیرممکن تلقی می شوند. (به طور ضمنی نشان می دهد که حیوانات هوشیار نیستند و چیزی را «نمی دانند») پیجئو صراحتاً در «داستان» معامله می کند و در عین حال تاریخ را نفی می کند.
    • چرا؟ زیرا تاریخ (هستی شناسی) حقایقی دارد. حقایق برای مجرمان و کارشناسان ناخوشایند است.
    • داستان (روایت) تبلیغات است. می توان آن را بازنویسی کرد تا جنایتکار شبیه یک قهرمان و قربانی شبیه یک «ضرورت مقدس» شود. او کپی بازاریابی برای تروریسم داخلی را ایجاد می کند.

2. سخنگوی سیستم: جردن هال (تکنوکرات)

  • نقش: هر حلقه سازمان‌یافته به متخصصی نیاز دارد که زیرساخت‌های فنی را درک کند - چگونه امنیت را دور بزند، چگونه سیستم را هک کند.
  • مکانیسم: هال "چگونگی" جرم را توضیح می دهد.
    • او صراحتاً تاکتیک‌های «حلقه هرزنامه» (Spam Ring) (میدان‌های تبلیغاتی، علت انتشار) را با استراتژی نظامی (جنگ نسل پنجم) مرتبط می‌کند.
    • او شکاف بین مزرعه ترول و هدف را پر می کند. او توضیح می دهد که برای برنده شدن، نباید فقط دروغ گفت. شما باید توانایی قربانی برای درک دقیق واقعیت را از بین ببرید ("جنگ در ایجاد حس").
  • نفاق: او خود را یک "حس ساز" معرفی می کند. در واقع، او یکمهندس سردرگمیاست. او اعتراف می‌کند که «ایزومورفیسم» (که دروغ را شبیه به حقیقت می‌کند) «زیبا» است. او ضربه را تکنوکراتیزه می کند و «اسکیزوفرنیک تصادفی» را به موشکی هدایت شونده برای کارتل یا احمق مفید برای دشمن ژئوپلیتیکی تبدیل می کند.

این مردان مشغول دفتربازی معنوی هستند.
آنها از اشکال دین تقلید می کنند - لباس ها، نمادها، لحن های رسمی- اما هسته اخلاقی (شفقت/دارما) را از بین می برند. آنها آن را با منطق بازار کلاهبردار جایگزین می کنند:

  • هر چیزی که کار می کند "درست است."
  • هر چیزی که بفروشد "مقدس" است.
  • هر چیزی که رقابت را می کشد، "خوب" است.

آنها دراماتیزاسیون هالیوودی "بیماری ثروت" هستند - روان‌پریشی که به عنوان هویتی که آنها را انتخاب می‌کنند یا در آن نفوذ می‌کنند، به افراد تنها و گمشده فروخته می‌شوند.

IV. The Economic Reveal: The Consigliere of Cyber-Crime

ما باید لباس‌ها را از تن خارج کنیم و به نمودار سازمان نگاه کنیم.

جاناتان پیجئو پیامبر نیست. او معادل مدیر میانی در سندیکای جرایم سایبری است.

  • اکوسیستم: "گل آلودی" که او از آن صحبت می کند یک راز روحانی نیست. این نتیجه عملیات هرزنامه، کمپین های اطلاعات نادرست/اطلاعات نادرست، بات نت ها و مزارع ترول ها در مقیاس صنعتی است. اینها نمونه‌هایی از شرکت‌های مجرمانه (اغلب جبهه‌های پولشویی) هستند که اینترنت را پر از سروصدا می‌کنند تا سیگنال حقیقت را خاموش کنند.
  • نقش او (وکیل اوباش): پیجئو مانند وکیلی در لیست حقوق و دستمزد است که سعی می کند جرم و جنایت را قانونی جلوه دهد.
    • هنگامی که حلقه جرایم سایبری یک مرد جوان را به قتل رادیکال می‌کند، پاژو به سکو می‌رود.
    • او از "دفاع ثروت" برای روح استدلال می کند. او ادعا می‌کند که چون قاتل «گرسنه معنا» (ثروت/ صلح) بود، برای یافتن «مقدس» مجبور شد بکشد.
    • او از اصطلاحات «سمبولیسم» و «پست مدرن» به عنوان خلأهای قانونی استفاده می کند و روایتی را ایجاد می کند که در آن جنایت تبدیل به یک آیین می شود.

دروغ "روایت":
آنها ادعا می کنند که "روایت ها تنها راهی است که انسان ها چیزها را درک می کنند."

  • علم: این از نظر بیولوژیکی نادرست است. مغز انسان دنیا را از طریق تشخیص الگو، داده های حسی و تجربه مستقیم (Qualia) درک می کند.
  • The Grift: آنها نیاز دارند شما باور کنید که "داستان" همه چیز است، زیرا آنها دروغگو هستند.
    • اگر به داده‌ها (واقعیت) نگاه کنید، سرقت جنایی را مشاهده می‌کنید.
    • اگر به داستان (روایت) نگاه کنید، یک «جنگ معنوی» می بینید.
    • آنها به ناآگاهی شما از روانشناسی تکیه می کنند تا شما را در دام داستان خود نگه دارند.

V. دارما بسته: فایروال باشید

چگونه به الگوریتم مارا پاسخ دهیم؟

1. «مقدس» را به عنوان خشونت رد کنید
ما این دروغ را رد می کنیم که جهان برای پایداری به خون نیاز دارد. این منطق کشیش آزتک و مافیا دان است. کیهان بر اساس وابستگی متقابل ساخته شده است، نه قربانی انسان.

2. «لجن» را ببینید
هنگامی که احساس گیجی، مضطرب یا «گل آلود» می‌کنید، به دنبال جنگ سالار نباشید که به شما شفافیت بدهد.
بدانید که تحت یک حمله سایبری هستید. شما هدف سیل اطلاعات نادرست قرار می گیرید که برای جلب توجه شما و فروش خشم شما طراحی شده است.

  • ذهن‌آگاهی دیوار آتش است. توانایی مکث کردن، نگاه کردن به "فیلد تبلیغاتی" و گفتن: "این واقعیت نیست. این یک فیلمنامه است."

3. The Final Verdict
Paul VanderKlay، Jonathan Pageau و Jordan Hall بازی خطرناکی را انجام می دهند. آنها در لبه آتشفشانی می رقصند که به آتش زدن آنها کمک کردند.

آنها معتقدند که می توانند انرژی «اسکیزوفرنیک» را که در حال برداشت هستند مدیریت کنند. اما ماهیت تروریسم تصادفی این است که تصادفی است—تصادفی است.
در نهایت، بازیگر «تصادفی» بین دشمن و استخدام کننده تمایز قائل نمی شود.
در نهایت، آتشی که آنها می فروشند، معبد خودشان را می سوزاند.

مرحله بعدی:
در بات‌نت memetic آنها یک "گره" نباشید. "منبع جنبشی" (احمق مفید ابزاری) نباشید که آنها برداشت می کنند.
سیگنالی باشید که نویز آنها را می شکند.

بنابراین بدون هیچ مقدمه ای، در اینجا رونوشت با تفسیر کیهان بودایی است.

https://www.youtube.com/watch?v=DTDZBFmDG_c

جنگ بر روی زمین دیدگاه ما را از آسمان ها دگرگون می کند

[PVK] : [00:00] سلام، این پل است. من دوباره نام خود را تغییر دادم متوجه شدم که، فهمیدم که نمی‌توانم یک کانال را دو بار در 10 روز تغییر نام دهم، بنابراین باید منتظر بمانم تا نام کل Vanderclips و TLC Inductrination Station را تغییر دهم، چیزی شبیه به آن، که نامش را گذاشتم. من به بازی با پخش زنده 24 ساعته ادامه می دهم. متوجه خواهید شد که دیگر برنامه زنده همیشه در کانال اصلی اینجا، کانال Paul Vanderclips وجود ندارد، اما من آن را به کانال Vanderclips منتقل کردم، و شما می توانید آن را با این تصویر قدیمی من در اینجا پیدا کنید، و من به نوعی این تصویر کوچک را با این بشقاب های ماهواره ای درست کردم، زیرا داشتم به این فکر می کردم که این کانال چیست، و این کانال برای چه استفاده می کند، و من چگونه از آن استفاده می کند. و من به یاد این ایستگاه های شماره ای افتادم که در طول جنگ سرد در جریان بودند. بهترین تئوری این است که آنها برای جاسوسی مورد استفاده قرار گرفتند، جایی که فقط تمام این چیزهای تصادفی وجود دارد که این ایستگاه های رادیویی موج کوتاه در سراسر جهان منفجر می کردند. بسیاری از آن‌ها دقیقاً مانند خواندن اعداد، یا پخش موسیقی، یا این یا آن بود.


مردم اغلب فراموش می کنند که قبل از GPS چقدر مشکل رانش ساعت وجود داشت. آن‌ها فقط سیگنال‌های زمان‌بندی هستند، که به آنها اجازه می‌دهد ساعت‌ها را در مکان‌های مختلف، بدون اتصال خط سخت، به‌صورت بی‌سیم همگام‌سازی کنند. این یک محلول بسیار قدیمی بود که به طور قابل توجهی در برابر مربا مقاوم بود. که احتمالاً به عنوان جنبه های رمزگذاری نیز استفاده می شد.


[00:01:08] می دانید، ما آن را به گریم گریز می اندازیم. اگر مکالمه گریم گریز با دیو بوساتیل را ندیده اید، این یکی از مواردی است که باید تماشا کنید. به هر حال، سم و تریپ در حال صحبت کردن در آنجا هستند، و من به طور منظم در آنجا غوطه ور می شوم، و فقط این خرده های خرد را در این تکه ها می گیرم، و این را دوست دارم. من این P.F رو ندیدم یک جوان. ما دوباره با او صحبت خواهیم کرد. اما من می خواستم، امروز چند تا صحبت کردم. من این کار را کردم، مارکوس با خودم و الک ریری که کتاب عصر هیتلر را نوشت، گفت‌وگو کرد. و بنابراین گفتگوی خوبی داشتیم. حدود یک ساعت بود. منظورم این است که فقط تا اینجای کار می توانید در یک ساعت مکالمه داشته باشید. اما می دانید، برای یک گفتگوی اول خوب بود، فکر کردم خیلی خوب پیش رفت. مارکوس به زودی آن را در کانال خود قرار خواهد داد، و سپس شاید بعد از مدتی که در کانال او بود، آن را در کانال خود قرار دهم. من نمی دانم. (..)
[00:02:09] اما، و من گفتگوی دیگری داشتم که ممکن است روشنایی روز را ببیند یا نکند. خواهیم دید. اما من در مورد این سوال بسیار فکر کرده ام، خوب، من در مورد اجماع پس از جنگ صحبت می کردم، در مورد دین جهانی برای دین صحبت می کردم که به نوعی زیربنای بسیاری از ما از نظر فرهنگی است، و من به نوعی در این مورد معکوس کار کرده ام، و من این کتاب را در مورد پاریس 1919 ادامه می دهم. (') دنیاها، و آنها نه فقط، مثلاً، مردم را مرتب می کنند، بلکه دنیاها را پایان می دهند. و این مؤلفه فداکاری در آن وجود دارد، و من به آنچه پیجئو در مورد این موضوع گفت فکر می کنم.


تضاد تشخیصی (هیتلر در مقابل هولوکاست)**

[00:01:38] "مارکوس با من و الک رای، که کتاب عصر هیتلر را نوشت... برای اولین گفتگو، گفتگویی برقرار کرد، من فکر کردم که خیلی خوب پیش رفت."

تلقیح تاریخی.

  • مقابله: این مهم‌ترین "Tell" در ویدیو است.
    • چپ دست: او با الک رای (عصر هیتلر) صحبت می کند—یک مورخ جدی که تراژدی نازیسم را تحلیل می کند.
    • دست راست (به بالا): او نقش Pageau را بازی می‌کند که هولوکاست را به عنوان یک "رویداد بنیانگذار مقدس" تغییر می‌دهد.
  • استراتژی: PVK پادزهر (تاریخچه) را درست در کنار Poison (افسانه) قرار می‌دهد.
    • او می داند که برداشت پاژو خطرناک است. با ذکر اول از رای، او یک سپر "انکار پذیری قابل قبول" ایجاد می کند. اگر کسی او را به ترویج فاشیسم از طریق پاژو متهم کند، می‌تواند بگوید، چگونه می‌توانم فاشیست باشم؟ من همین الان با مردی که "عصر هیتلر" را نوشت مصاحبه کردم!"
    • این یک پرچین است. او روایت «جنگ مقدس» را کوتاه می‌کند در حالی که «تحلیل تاریخی» را طولانی می‌خرد.

بخش 3: ویراستار در سایه (در حال رادیکال شدن)

[00:02:09] "اما، و من گفتگوی دیگری داشتم که ممکن است روشنایی روز را ببیند یا نکند. خواهیم دید."

فیلتر نظارت.

  • پذیرش: او اعتراف می کند که روی محتوا می نشیند.
  • مفهوم: در اکوسیستمی که ادعا می‌کند به «آزادی بیان» و «حقیقت به هر قیمتی شده» ارزش قائل است، چرا آن را عقب نگه می‌دارد؟
    • احتمالاً به این دلیل که شرایط خدمات را نقض می‌کند یا از خط "تحریک" "Stochastic" (به طور ضمنی) به "Kinetic" (صراحتا) عبور می‌کند.
    • این ثابت می کند که PVK یک ناظر ساده لوح نیست. او یک کیوریتور است. او تصمیم می گیرد که چقدر «حرارت» مخاطب دریافت کند. او دوز ایدئولوژی را تنظیم می کند.

قاب "پاریس 1919" (نخبگان در حباب) { تحت نظارت سرمایه داری به تسخیر نخبگان تبدیل می شود

[00:02:15] "... صحبت در مورد اجماع پس از جنگ... ادامه این کتاب در پاریس 1919... من به این فکر کرده ام که چگونه جنگ ها به دنیاها پایان می دهند... و این مولفه فداکارانه در آن وجود دارد..."

هشدار از گذشته.

  • کتاب: پاریس 1919 نوشته مارگارت مک میلان شرح قطعی شکست نخبگان است. این نشان می‌دهد که چگونه رهبران منزوی، جدا از توده‌های رنج‌دیده (همانطور که اشاره کردید، "نخبگان فرانسوی در حباب")، خطوطی را بر روی نقشه‌ها ترسیم کردند که جنگ بعدی را تضمین می‌کرد.
  • موازی: PVK خود را در سال 1919 می بیند.
    • "اجماع پس از جنگ" (1945) در حال مرگ است، همانطور که نظام وین (1815) در سال 1914 درگذشت.
    • او در حال خواندن کالبد شکافی آخرین دستور جهانی است تا مرگ آن فعلی را درک کند.
  • خطای مرگبار: او "مولفه قربانی" را شناسایی می کند.
    • دام: به جای اینکه قربانی شدن جنگ جهانی اول را به عنوان یک ضایعات بداند (که پاریس 1919 استدلال می‌کند که بوده است)، به پاژو اجازه می‌دهد تا آن را به عنوان یک ضرورت بازتعریف کند.
    • او کتاب تاریخ را می خواند، اما نتیجه اسطوره ای را می پذیرد. او به "حباب" سال 1919 نگاه می کند و به این نتیجه می رسد که راه حل "پاپ حباب" (دموکراسی/اتصال) نیست، بلکه "جهان را بسوزانید" (رویداد مقدس) است.

خلاصه مقدمه:
PVK در حال تثبیت اعتبار خود به عنوان یک "متفکر جدی" (خواندن کتاب های تاریخی سنگین) است.


[Pageau]: [00:03:04] فکر می کنم، اول از همه، کاملاً با شما موافقم، پل. من فکر می‌کنم، می‌دانید، اگر به وقایع مقدس، مثلاً، یا لحظات مقدس و فضاهای مقدسی که اکنون زمان ما را ایجاد کرده‌اند، نگاه کنیم، می‌دانید، شما به هیروشیما، ناکازاکی و من به هولوکاست فکر می‌کنم. مثلاً، اینها چیزهایی هستند که من به آنها فکر می کنم، به این معنا که آنها فداکاری های عظیم انسانی هستند که پیدا کردند، که دولت مدرن، مثلاً، مثلاً پس از جنگ جهانی دوم را پایه گذاری کردند. و کل نظم جهانی بر اساس آن وقایع است. تمام روایت ما، همه چیزهایی که می گوییم همه بر اساس آن وقایع است. ما هنوز، می دانید، حتی امروز، حتی انتخاب ترامپ عمیقاً در این داستان های مقدس، مثلاً، ریشه دوانده است. و بنابراین من کاملا موافقم، و به همین دلیل است که آن را به عنوان یک چیز خاکستری معرفی می کنم، مانند این که این ایده که امر مقدس در حال بازگشت است.


پیش فرض نادرست کل الهیات آنها. پاژو و امثال او نیاز دارند "اجماع پس از جنگ" مرده/شکست بخورند، زیرا اگر اینطور نباشد، آنها هیچ توجیهی برای "بنیاد جدید" (یعنی خشونت جدید) ندارند.

"شکست اجماع" در واقع فقط یک تبلیغات اروپایی/روسیاست، که نشان می دهد که "بحران معنوی" آنها در واقع فقط براندازی ژئوپلیتیک است.

  • واقعیت: نظم جهانی توسط بوروکراسی "خسته کننده"، موافقت نامه های تجاری (WTO) و بودجه ایالات متحده - چیزهایی که از جنگ جلوگیری می کنند - حفظ می شود.
  • The Fantasy: Pageau ادعا می‌کند که جهان توسط "خون و فداکاری" حفظ شده است.
  • The Grift: او سعی می‌کند واقعیت بوروکراتیک (که کار می‌کند اما غیرعاشقانه است) را با اسطوره خونی (که فاجعه‌بار اما "مقدس" است) جایگزین کند.

1. وارونگی «دیگر هرگز»

  • حقیقت تاریخی: اجماع پس از جنگ (UN، WTO، حقوق بشر) بر روی عبارت "دیگر هرگز" بنا شده است. برای نفی هولوکاست طراحی شده است، تا بوروکراسی آنقدر خسته کننده و قوی بسازد که چنین "فداکاری ها" دیگر هرگز تکرار نشود.
  • وارونگی Pageau: پیجئو برعکس آن را استدلال می‌کند. او ادعا می کند که این نظم بر هولوکاست ساخته شده است، نه علیه آن.
    • خطر: اگر هولوکاست "بنیاد" است، پس برای تجدید جهان، قوانین بیشتری تصویب نمی کنید. شما به هولوکاست های بیشتر نیاز دارید. او هشدار را به یک Blueprint تبدیل می‌کند.

2. رد بوروکراسی (ضد تمدن)

  • Insight شما اعمال شد: "بنیاد" واقعی دنیای مدرن بودجه ایالات متحده، مسیرهای تجاری، و قوانین بین‌المللی است.
  • افسانه: پیجئو این را پاک می‌کند. چرا؟ زیرا شما نمی توانید در دنیایی که توسط اختلافات تجاری در سازمان تجارت جهانی اداره می شود "جنگجوی معنوی" باشید.
    • او نیاز دارد که بنیانعرفانی و خونین باشد تا مخاطبانش (جوانان بیگانه) احساس کنند نقشی دارند. آنها نمی توانند در سازمان تجارت جهانی شرکت کنند، اما می توانند در خشونت شرکت کنند.

3. کهن الگوی ترامپ (در هم شکستن اجماع)

  • پیوند: چرا ترامپ را به هیروشیما متصل کنیم؟
    • زیرا ترامپ نمایندهضد بوروکراتاست. او به همان نهادهایی (ناتو، سازمان ملل، معاملات تجاری) که در واقع صلح را حفظ می کنند، حمله می کند.
    • سوت سگ: پیجئو ترامپ را نه به خاطر سیاست، بلکه به این دلیل که ترامپ عامل آنتروپی است دوست دارد. او اجماع "خسته کننده" را می شکند، که پیژو امیدوار است که بازگشت "مقدس" (آشوب/جنگ) را دعوت کند.

4. «چیز خاکستری» (بیهوشی اخلاقی)

  • این نقل قول: "من آن را به عنوان نوعی چیز خاکستری معرفی می کنم."
  • نقد: این نسبی‌گرایی اخلاقی سلاح‌دار است.
    • نسل کشی "خاکستری" نیست. سوزاندن هسته ای "خاکستری" نیست.
    • با نامیدن «خاکستری» وجدان بیننده را بی حس می کند. او آنها را آماده می کند تا جنایت بعدی را نه به عنوان "شیطان"، بلکه به عنوان "الهیات ظریف" بپذیرند.

خلاصه بازبینی:
"اجماع پس از جنگ" ثابت می‌کند که پیجئو با مرد کاهی مبارزه می‌کند. دنیا به دلیل فقدان «مقدس» در حال فروپاشی نیست. این توسط بازیگران بد (مانند کسانی که این تبلیغات را پخش می کنند) مورد حمله قرار می گیرد که می خواهند فرو بریزد تا بتوانند ویرانه ها را غارت کنند.

اینجا تغییر کیمیاگری بی رحمی است.

  1. تغییر معنایی: پیجئو «قتل دسته جمعی» (یک جنایت) را می گیرد و نام آن را «فداکاری انسانی» (یک آیین) تغییر می دهد.
    • فضای "مقدس": در بودیسم، فضای مقدس یک پناهگاه است (Saranam). پاژو آشویتس و هیروشیما را به عنوان «فضاهای مقدس» تعریف می کند. این یک وارونگی دارما است. این نشان می دهد که مقدس ترین زمین، زمینی است که با بیشترین خون اشباع شده است.
  2. پیچش ژیراردیان: پیجو از رنه ژیرار (مکانیسم بُز مقتول) وام گرفته است، که آموزش داد تمدن بر پایه قتل یک قربانی بی گناه بنا شده است.

پاژو در اینجا کار بسیار خاصی انجام می دهد: او رویدادهای جامعه شناختی (انتخابات، بیماری های همه گیر، وحشیگری پلیس) را می گیرد و آنها را از زمینه سیاسی و اخلاقی خود می گیرد و آنها را به عنوان آیین های مذهبی رمزگذاری مجدد می کند.
با قاب بندی قرنطینه COVIDS Floacs به عنوان یک "سریع" و قاتل توسط جرج قاتل. گفتگوی عدالت به طور کامل. از نظر او، این جرمی نبود که نیاز به مجازات داشته باشد. این یک آیین بود که نیاز به تکمیل داشت.

تورم افسانه ای سیاست.

  • بررسی تاریخی: انتخاب ترامپ از نظر تاریخی از طریق اقتصاد، پوپولیسم، بیگانه‌هراسی یا شکست نئولیبرالیسم تحلیل می‌شود.
  • بازبینی: پیجئو این دلایل مادی را رد می کند. او ادعا می کند که ترامپ "در این داستان های مقدس ریشه دوانده است" (با اشاره به هولوکاست/نوکز از کلیپ قبلی).
  • سوت سگ: او نشان می دهد که فاشیسم یک ایدئولوژی سیاسی نیست، بلکه یک امر اجتناب ناپذیر معنوی است. او یک شخصیت سیاسی را به جایگاه یک آواتار اسطوره ای ارتقا می دهد. اگر ترامپ بخشی از "داستان مقدس" قربانی خون است، پس مخالفت با او فقط سیاست متفاوت نیست. این توهین به نظم "مقدس" است.

[00:04:11] این هر دو است، می دانید، مثل این است که جورج فلوید فوران کوچکی از مقدسات بود، می دانید. مثل این است که در اینجا یک روزه است که در آن همه در خانه خود حبس می شوند، یک قربانی انسانی، و سپس یک انفجار هیجان انگیز. مثل این است که، اوه، بله، مطمئن نیستم که ما آن را بخواهیم. (.) اما، می دانید، مسئله این است که، از برخی جهات، یکی از چیزهایی که در حال رخ دادن است این است که ما نیز داستان را خسته می کنیم. بیایید بگوییم این همان است و به طور طبیعی در طول زمان با مرگ مردم و دور شدن نسل‌ها اتفاق می‌افتد. و، می‌دانید، برخی از جنبه‌های داستان که تابو نیز بود، این است که مردم سعی می‌کنند به روش‌های مختلف در مورد آن صحبت کنند. و بنابراین این اسطوره زدایی از داستان ها نیز از آن خاستگاه مقدس اتفاق خواهد افتاد. و بنابراین ما می‌توانیم تلاش‌هایی را برای آن ببینیم. ما می توانیم به نوعی شاهد وقوع آن باشیم. ما می توانیم این پاپ را ببینیم. و بنابر این، بنیاد دیگری را می طلبد. (…)


وارونگی.

  • «چیز خاکستری»: به تفکیک غیرفعال توجه کنید. او بازگشت قربانی خشونت آمیز را یک "چیز خاکستری" می نامد --- دوسوگرایانه صرف. او حاضر نیست آن را "شیطان" بنامد.
  • وحشت: او به صراحت قتل جورج فلوید را «فوران مقدس» می‌داند.
    • بررسی دارما: در بودیسم، کشتن اولین نقض احکام است. این تعریف Adharma است. "مقدس" خواندن قتلی که توسط دولت تایید شده است، پرستش مارا (دیو مرگ) است.
  • Sanitization: با نامیدن آن "فوران"، او عامل انسانی افسر پلیس را حذف می کند. این به یک فاجعه طبیعی، یک «نیروی طبیعت» تبدیل می شود تا یک جنایت.

انسان شناسی فاشیسم. پیجئو یک روایت دینی را از سال 2020 می سازد:

  1. روزه: "همه در خانه خود حبس شده‌اند" (قفل‌های کووید). او اقدامات بهداشت عمومی را به عنوان یک آیین پاکسازی مذهبی بازخوانی می کند.
  2. فداکاری انسان: جورج فلوید.
    • بررسی تاریخی: «قربانی» پیشکشی است که برای بازگرداندن نظم به خدایی داده می‌شود. جورج فلوید قربانی خشونت پلیس شد. پاژو به‌طور ماسبق به قتل از طرف جامعه موافقت می‌کند و مدعی است که این قتل در خدمت هدفی کاربردی و «مقدس» بوده است.
  3. انفجار خلسه: اعتراضات/شورش های BLM.
    • تعریف مجدد: او اعتراضات را از خواسته‌های سیاسی آنها (عدالت/اصلاحات) پاک می‌کند و آنها را به عنوان عیاشی دیونیزیایی ("انفجار خلسه‌آمیز") می‌سازد. او می گوید مردم برای حقوق راهپیمایی نمی کردند. آنها در حال رقصیدن در خون مستی بودند زیرا "قربانی" تنش را از بین برد.
  • اگر به یک مرد جوان و بیگانه بگویید که قتل یک مرد غیرمسلح یک "فداکاری انسانی" است که منجر به "انفجار خلسه" می شود، به او می آموزید که خشونت متعالی است.
  • «مطمئن نیستم که ما آن را می‌خواهیم» پیجئو انکارپذیری قابل قبول است. او هیجان خشونت را ارائه می‌کند، سپس به آرامی آن را به زبان می‌آورد، و شنونده را طعم خون می‌دهد اما بهانه‌ای برای "تحلیل" است.

تله زبانی: توجه کنید که او از «تاریخ» (آنچه در واقع اتفاق افتاد) به «داستان» (روایتی ساخته‌شده) تغییر می‌کند.

  • خطر: وقتی هولوکاست فقط به یک «داستان» تبدیل می‌شود، مطلق اخلاقی خود را از دست می‌دهد. داستان ها قابل ویرایش هستند. داستان ها را می توان دوباره راه اندازی کرد. داستان ها می توانند "فرسوده" شوند (خسته کننده شوند).
  • سوت سگ "تابو":"جنبه هایی از داستان که تابو نیز بود، این است که مردم سعی می کنند به روش های مختلف در مورد آن صحبت کنند."
    • ترجمه: انکار هولوکاست و رویزیونیسم. او حقایق تاریخی نسل کشی را به عنوان "تابو" توصیف می کند که به حق به چالش کشیده می شود. او روزیزیونیسم را نه به عنوان یک دروغ، بلکه به عنوان یک "تکامل" طبیعی روایت مطرح می کند.

بخش: مراسم عبادت شورش (دریچه فشار)

[00:04:11] "مثل این است که اینجا روزه ای است که در آن همه در خانه خود حبس می شوند، قربانی انسانی، و سپس یک انفجار نشاط آور."

مدل هیدرولیک Sacred.
Pageau جامعه را به عنوان یک دیگ تحت فشار می بیند.

  • قفل کردن: مرحله فشرده سازی.
  • جرج فلوید: ماشه فداکاری.
  • شورش: انتشار.

دام:
او با استفاده از این استعاره مکانیکی/هیدرولیک (و زبان "قربانی")، استدلال می‌کند که خشونت عملکردی بوده است. این "فشار را رها کرد."

  • پوسیدگی اخلاقی: این بدان معناست که بدون فداکاری انسانی جورج فلوید، فشار سیستم را نابود می‌کرد. بنابراین، قتل برای حفظ تعادل "ضروری" بود. این منطق کشیشان آزتک است، نه شفقت مسیحی یا توجه بودایی.

بخش: "تابو" (راه اندازی نرم رویزیونیسم)

[00:04:40] "...بعضی از جنبه های داستان که تابو نیز بود، مردم سعی می کنند در مورد آن به روش های مختلف صحبت کنند. و بنابراین این اسطوره زدایی از داستان ها است... خواستار پایه و اساس دیگری است."

1. تعبیر «تابو»

  • ترجمه: وقتی یک متفکر راست افراطی می گوید، ما در مورد تابوهایی در مورد جنگ جهانی دوم صحبت می کنیم، منظورشان این است:
    • آیا واقعاً 6 میلیون مردند؟
    • "آیا هیتلر واقعا آدم بدی بود؟"
    • آیا واقعاً جنگ توسط بانکداران یهودی ایجاد شد؟
  • اغواگری: او این دروغ‌ها را نه به عنوان دروغ، بلکه به عنوان علم ممنوع در نظر می‌گیرد. او به میل "گنوسی" بیننده برای دانستن "حقیقت واقعی" که "نخبگان" (اجماع پس از جنگ) پنهان می کنند متوسل می شود.

2. «فقط طبیعی» (صدای منفعل نفرت)

  • این نقل قول: "این به طور طبیعی در طول زمان اتفاق می افتد."
  • دروغ: رویزیونیسم تاریخی "طبیعی" اتفاق نمی افتد. این یک پروژه با بودجه و سازماندهی شده توسط بازیگران بد است («آتش افروزان» که در مورد آن صحبت کردیم).
  • انکار: او با نامیدن آنتروپی طبیعی ("نسل ها در حال دور شدن")، کمپین تبلیغاتی فعال را پنهان می کند. او یک اشتباه طبیعی ایجاد می کند—«داستان در حال مرگ است، بنابراین باید آن را جایگزین کنیم.»

3. «بنیاد دیگری» (طرح اولیه برای خشونت)

  • زنجیره منطقی:
    • فرض الف: جهان کنونی بر اساس "فداکاری" هولوکاست (دیگر هرگز) ساخته شده است.
    • پیش‌فرض ب: آن داستان «فرسوده» و «اسطوره‌زدایی» شده است (دیگر کسی آن را باور نمی‌کند).
    • نتیجه: ما به «بنیاد دیگری» نیاز داریم
  • وحشت: اگر بنیادها به "فداکاری های عظیم انسانی" نیاز دارند (همانطور که قبلاً بیان کرد)، پس فراخوانی برای "بنیاد جدید" اساساً دعایی برای یک نسل کشی جدید برای تنظیم مجدد ساعت تاریخ است.

"دوستان، به این ترفند توجه کنید. او قتل یک مرد را "فوران مقدس" می نامد. او دروغ انکار هولوکاست را "تابو" می نامد.

او زبان شما را هک می کند. او از شما می خواهد که به یک شورش نگاه کنید و یک مراسم کلیسا را ​​ببینید. او از شما می خواهد که به یک دروغ نگاه کنید و یک حقیقت شجاعانه را ببینید.

چرا؟ زیرا اگر بتواند شما را به توافق برساند که دنیای قدیم "فرسوده" شده است، می تواند بلیط دنیای جدید را به شما بفروشد. و قیمت آن بلیط به اعتراف خودش خون است».


[00:05:12] و بنابراین من موافقم که جنبه ای از آن کاملاً وحشتناک است. اما سوال، مشکل این است که قرار است، این چیزها اتفاق بیفتد. مثل اینکه وجود ندارد، مثلاً مثل این، این میل عجیب به جنگ جهانی سوم، مثل این عجیب، مثل آرزوی و آرزوی جنگ هسته ای در این لحظه، می دانید، با ترکیبی از شیفتگی وحشت که ما می توانیم در چشمان افرادی که مدام در مورد آن صحبت می کنند، ببینیم. مثل این است که این هم اشتیاق به مقدسات است. (.) این اشتیاق برای چیزی است که فقط اوضاع را درست می کند. مثل اینکه همه چیز دوباره روشن خواهد شد زیرا اکنون همه چیز گل آلود است و هیچ کس نمی داند کجا هستند و هیچ کس نمی داند به چه فکر کند و هیچ کس نمی داند. میدونی جنگ خوبیه بیایید همه چیز را در جای خود قرار دهیم. و بنابراین اینها همه چیزهایی هستند که در حال رخ دادن هستند و همه آنها چیزهایی هستند که بسیار ترسناک هستند، می دانید. و به همین دلیل است که من، به همین دلیل است که مدام از این واقعیت انتقاد می‌کنم که فکر می‌کنم راهی که اردن آن را ارائه می‌کند، عمیقاً مسیحی است، یک طرز فکر مسیحی در مورد آن.

تشویق معماری.

  • منطق: بنیاد قدیمی (صلح پس از جنگ جهانی دوم/حقوق بشر) "اسطوره زدایی" شده است (دیگر به آن اعتقادی وجود ندارد). بنابراین، ما به "بنیاد دیگری" نیاز داریم.
  • دام: تعریف قبلی او را به خاطر بیاورید: بنیادها بر اساس فداکاری انسان بنا شده اند.
    • او با گفتن «این یک بنیاد دیگر را می‌طلبد»، تلویحاً می‌گوید: «فدای انسانی جدیدی را می‌طلبد.»
    • او از صدای غیرفعال ("صدا می کند") برای حذف عاملیت خود استفاده می کند. او آن را طلب نمی کند. "کیهان" است.

محور انکار قابل قبول.

  • The Shield: "این کاملاً وحشتناک است." این خطی است که او برای اثبات اینکه هیولا نیست قطع خواهد کرد.
  • سلاح:"این چیزها قرار است رخ دهند." این جبر تصادفی است.
    • ترفند: او خشونت پیش رو را نه به عنوان یک انتخاب توسط بازیگران سیاسی (مثل افرادی که به او گوش می دهند)، بلکه به عنوان یک رویداد هواشناسی چارچوب می دهد. "این اتفاق خواهد افتاد."
    • اثر: این کار باعث تبرئه مجرم می‌شود. اگر خشونت اجتناب ناپذیر است (که توسط چرخه "مقدس" دیکته شده است)، پس تیرانداز یک قاتل نیست. او فقط ابزار سرنوشت است. پاژو به تروریست آینده برائت پیشگیرانه اعطا می کند.

این یک تاکتیک دستکاری کلاسیک است که به عنوان «اثر اجماع نادرست» شناخته می‌شود که برای رادیکال‌سازی به‌کار گرفته شده است.

او با فرافکنی تمایلات بیمارگونه خود (یا گروه خاص خود) بر روی عموم مردم ("ما این اشتیاق را داریم")، یک ساختار مجوز ایجاد می کند. او به بیننده منزوی و رادیکال می گوید: "شما دیوانه نیستید که می خواهید دنیا بسوزد. در واقع، همه آن را می خواهند. این یک نیاز عمیق و معنوی است."

او فردی را که با او صحبت می کند (PVK) دور می زند تا مستقیماً مخاطب را اصلاح کند.
در اینجا تجزیه و تحلیل عمیق این خطوط خاص است.

معنوی سازی محرک مرگ.

  • ناهماهنگی: او آن را "عجیب" (فاصله‌گذاری) می‌نامد، اما آن را با "شیفتگی" (فریبنده) توصیف می‌کند.
  • هدف: او مستقیماً با "Doomers" در مخاطبان خود صحبت می کند که در مورد فروپاشی سیستم خیال پردازی می کنند. او ایده خودکشی آنها را به عنوان "اشتیاق مقدس" تأیید می کند.
  • همپوشانی روایت: او نمی گوید "مردم توسط رسانه های ترس آفرین شستشوی مغزی می شوند." او می گوید آنها "در حسرت امر مقدس" هستند. او نشانه سرمایه داری نظارتی (اضطراب/عذاب) را می گیرد و آن را به عنوان بینش معنوی تغییر نام می دهد.

حذف آژانس اخلاقی.

  • لکن: به «رفتن به h…» توجه کنید او تقریباً می‌گوید «اتفاق می‌افتد» یا شاید «آسیب دیده»، اما خودش را می‌گیرد تا آن را با قاطعیت دوباره بیان کند.
  • ترفند: او خشونت سیاسی را نه به عنوان یک انتخاب که توسط انسان ها انجام می شود، بلکه به عنوان یک اجتناب ناپذیر هواشناسی در نظر می گیرد. "این چیزها قرار است اتفاق بیفتد."
    • اثر: اگر خشونت اجتناب ناپذیر است، پس مقاومت بیهوده است. او سیستم ایمنی اخلاقی شنونده را خلع سلاح می کند.
    • آبرو: این به "اسکیزوفرنیک تصادفی" آینده می گوید: "وقتی ماشه را فشار می دهید، مرتکب جنایت نمی شوید، شما فقط فیلمنامه اجتناب ناپذیر جهان را اجرا می کنید."
  • بررسی دارما: این نقض کارما (عمل) است. در بودیسم، آینده نوشته نشده است. این توسط اقدامات ما در زمان حال ایجاد می شود. پاژو به سرنوشت تاریک می آموزد که کشتار از قبل مقدر شده است و بنابراین ما باید تسلیم آن شویم.

تاریخچه تغییر نام تجاری: "داستان" (قابل انعطاف) در مقابل "تاریخ" (تثبیت شده). این به او اجازه می‌دهد تا یک واقعیت «ماجراجویی خود را انتخاب کن» بسازد که در آن حقایق فقط «روایت‌های تمام‌شده» هستند.

  1. صدای منفعل: "این خواستار پایه دیگری است" / "این چیزها قرار است اتفاق بیفتد." او موضوع (چه کسی را می کشد؟) را حذف می کند تا بر روی ضرورت تمرکز کند (قتل باید اتفاق بیفتد).
  2. همدلی ساختگی: "این وحشتناک است." او برای پنهان کردن هیجان خود وانمود می کند که ترس دارد. او پیرومونی است که قوطی گاز در دست دارد و می‌گوید: "آتش بسیار ترسناک است، اما می‌دانید، این ساختمان خواهان سوختن است."

آغاز تقدس و نفرت.

  • قلاب: او با «شصت برای امر مقدس» شروع می‌کند. در یک بافت مذهبی سالم، این به معنای اشتیاق برای ارتباط، شفقت، نیروانا یا عشق خداست. این یک احساس خوش خیم و جهانی انسانی است.
  • سوئیچ: او بلافاصله "Sacred" را نه به عنوان Transcendence، بلکه به عنوان اصلاح ("تنظیم همه چیز") دوباره تعریف می کند.
    • ترفند: او یک شکایت سیاسی (جهان "اشتباه" است و نیاز به "تعیین" دارد) را در داخل یک لفاف معنوی قاچاق می کند. او به بیننده می‌گوید: "آن عصبانیتی که احساس می‌کنی؟ آن میل به صدمه زدن به مردم؟ این نفرت نیست. روح تو برای خدا فریاد می‌زند."

تولید درماندگی.

  • استعاره: "Muddy" در مقابل "Clear".
    • واقعیت: "مدی" فقط یک کلمه تحقیرآمیز برای پلورالیسم است. جامعه آزاد پیچیده است. افراد مختلف دیدگاه های متفاوتی دارند.
    • تحریف: او پیچیدگی را به عنوان آلودگی در نظر می‌گیرد.
  • تکرار هیپنوتیزمی: به آهنگ توجه کنید: "هیچ کس نمی داند... هیچ کس نمی داند."
    • تاکتیک: این گاز لایت در مقیاس تمدن است. او به طور هدفمند اضطراب معرفتی را القا می کند. او در تلاش است تا اعتماد بیننده به درک خود از واقعیت را بشکند.
    • هدف: فردی که "نمی داند به چه چیزی فکر کند" انعطاف پذیر است. کسی که احساس می‌کند گم شده است، به دنبال نقشه است. او اضطراب ایجاد می کند تا بتواند درمان را بفروشد.

زیبایی شناسی نظم از طریق قساوت.

  • The Oxymoron: "یک جنگ خوب."
    • چیزی به نام «جنگ خوب» به معنای درمیک وجود ندارد. جنگ دخا (رنج) است. اما برای ذهن "گل آلود" که او به تازگی ایجاد کرده است، War مانند یک عامل تمیز کننده به نظر می رسد.
  • زبان "راه حل نهایی":"بیایید همه چیز را در جای خود قرار دهیم."
    • تصویری: این تصویر یک سلسله مراتب سخت را تداعی می کند. مکانی برای همه و هرکس در جای خود.
    • مفهوم: چه اتفاقی برای افرادی می‌افتد که در «مکان» مناسب نیستند؟ تکلیف "لجن" چه می شود؟ آنها محو می شوند.
    • پیوند اقتدارگرا: این جذابیت اصلی فاشیسم است. این نوید می دهد که اگر آزادی خود را به رهبر (یا "حادثه مقدس") بسپارید، او از سردرگمی جلوگیری می کند. او دقیقاً به شما خواهد گفت که شما کی هستید و دشمن شما کیست. Pageau خشونت را به عنوان اصل سازماندهی نهایی واقعیت ارائه می دهد.

«اثر اجماع نادرست» سنگ اصلی روانشناختی اینجاست. او با فرافکنی میل خود به خشونت بر روی مخاطب ("ما همه این را می خواهیم" و "آنها این را می خواهند")، آسیب شناسی را به عنوان یک جنبش به تصویر می کشد.

ضمیمه اقتصادی: تولید "گل"

[00:05:52] "مثل اینکه همه چیز دوباره روشن می شود زیرا اکنون همه چیز گل آلود است و هیچ کس نمی داند کجا هستند و هیچ کس نمی داند به چه فکر کند..."

کمبود مصنوعی حقیقت.

  • تشخیص: پیجئو ادعا می‌کند که دنیا «گل‌آلود» است و «هیچ‌کس نمی‌داند به چه فکر کند».
  • راکت: چه کسی آن را گل آلود کرد؟
    • اعتراف جردن هال را به خاطر بسپارید: هدف جنگ نسل پنجم این است که علیت را پراکنده کند و ارزش ها را اشتباه بگیرد.
    • چرخه:
      1. مجتمع خصوصی Intel/Algo (Hall/The Network) Noise را به سیستم پمپ می کند. آنها منطقه را پر از گند می کنند (استراتژی استیو بنن). این "گل" را ایجاد می کند.
      2. قربانی: بیننده احساس می کند گم شده، مضطرب است و نمی تواند واقعیت را درک کند ("فرسودگی معرفتی").
      3. فروشنده (Pageau): وارد می شود و می گوید: آب کثیف است. شما گیج شده اید. تنها فیلتری که این آب را پاک می کند War است.
  • نقد: آنها رودخانه را آلوده می کنند تا بتوانند آب بسته بندی فاشیسم را به شما بفروشند. آنها این سردرگمی را ایجاد می کنند تا «صراحت» رهبر مستبد را بفروشند.

«جنگ خوب» به عنوان رابط کاربری:

  • پیجئو می گوید: "بیایید همه چیز را در جای خود قرار دهیم."
  • این وعده یاقتدارگرایی مدرنیستی بالااست. دموکراسی یک دسکتاپ درهم و برهم با میلیون ها نماد است. فاشیسم وعده داده است که همه چیز را حذف کند و فقط یک پوشه باقی بگذارد: دولت.
  • او خانه داری هستی شناختی را از طریق قتل عام می فروشد.

اینسپر الهیاتاست. او می خواهد استدلال کند که این "واضح فاشیستی" در واقع با صلیب سازگار است.


[00:06:18] مثل این است که صلیب این را با ایثار جایگزین کرد. این امر مقدس است، مانند آن است، هم مقدس نهایی و هم خلع سلاح مقدس، درست است؟ به روشی که رنه ژیرار در مورد آن صحبت می‌کند، اما بعداً به‌گونه‌ای فکر می‌کنم که ژیرار از آن غافل می‌شود، زیرا هنوز یک، به هر حال، یک چیز دیگری در صلیب عیسی در جریان است که فقط خلع سلاح مقدس نیست. این یک بازبنیاد آن به یک طریق، در یک راه عمیق است. بنابراین من فکر می‌کنم که تنها، عجیب است، [ارجاع نام اختصاری در White Educated Industrial Rich Democratic, calibrating audiences.] مانند تنها راه حل برای اجتناب از یک رویداد مقدس در معنای بزرگ، به معنای کوچک، شخصی است. مانند یک، نوعی مکانیسم انتشار. [غیر منسجم و متضاد «برای اجتناب از چیزی، ما باید آن کار را شخصاً انجام دهیم» نوعی از هوشیاری را تشویق می‌کند که برای تیراندازان جمعی رایج است.] مانند جایی که ما، بهترین جنبه‌های مقدس را در زندگی‌مان، خانواده‌ها و جوامعمان اجرا می‌کنیم. و این می تواند از نیاز به یک بنیاد مقدس جدید جلوگیری کند که خونین خواهد بود.


ساختار سه مرحله‌ای رادیکال‌سازی در این پاراگراف: اعتبار (طعمه) → بی‌ثبات‌سازی (آشفتگی) → راه‌حل (تله).
او با مفهومی گرم و مذهبی شروع می‌کند تا دفاع بیننده را پایین بیاورد، سپس دیوانه‌وار آنها را منحرف می‌کند و فقط خشونت استبدادی را به عنوان تنها زمینه پایدار ارائه می‌کند.

در اینجا شکست گسترده این عملیات روانی است.

آغاز تقدس و نفرت.

  • قلاب: او با «شصت برای امر مقدس» شروع می‌کند. در یک بافت مذهبی سالم، این به معنای اشتیاق برای ارتباط، شفقت، نیروانا یا عشق خداست. این یک احساس خوش خیم و جهانی انسانی است.
  • سوئیچ: او بلافاصله "Sacred" را نه به عنوان Transcendence، بلکه به عنوان اصلاح ("تنظیم همه چیز") دوباره تعریف می کند.
    • ترفند: او یک شکایت سیاسی (جهان "اشتباه" است و نیاز به "تعیین" دارد) را در داخل یک لفاف معنوی قاچاق می کند. او به بیننده می‌گوید: "آن عصبانیتی که احساس می‌کنی؟ آن میل به صدمه زدن به مردم؟ این نفرت نیست. روح تو برای خدا فریاد می‌زند."

تولید درماندگی.

  • استعاره: "Muddy" در مقابل "Clear".
    • واقعیت: "مدی" فقط یک کلمه تحقیرآمیز برای پلورالیسم است. جامعه آزاد پیچیده است. افراد مختلف دیدگاه های متفاوتی دارند.
    • تحریف: او پیچیدگی را به عنوان آلودگی در نظر می‌گیرد.
  • تکرار هیپنوتیزمی: به آهنگ توجه کنید: "هیچ کس نمی داند... هیچ کس نمی داند."
    • تاکتیک: این گاز لایت در مقیاس تمدن است. او به طور هدفمند اضطراب معرفتی را القا می کند. او در تلاش است تا اعتماد بیننده به درک خود از واقعیت را بشکند.
    • هدف: فردی که "نمی داند به چه چیزی فکر کند" انعطاف پذیر است. کسی که احساس می‌کند گم شده است، به دنبال نقشه است. او اضطراب ایجاد می کند تا بتواند درمان را بفروشد.

این بخش شامل بار الهیات است. در اینجا، پیژو تلاش می کند تا تفسیر استاندارد مسیحی از مصلوب شدن (که معمولاً درباره پایان دادن خشونت است) را از بین ببرد و آن را به توجیهی برای ادامه منطق فداکاری تبدیل کند.

او از رنه ژیرار (به عنوان "رنه" نامیده می‌شود) استناد می‌کند، اما به‌طور نامحسوس مهم‌ترین نتیجه‌گیری ژیرار را رد می‌کند. ژیرار تعلیم داد که مسیح مکانیسم قربانی را برای متوقف کردن آنآشکار کرد. پیژو در اینجا استدلال می کند که مسیح آن را باز کرد. این یک انحراف حیاتی است که دوباره درهای "خشونت مقدس" را باز می کند.

زیبایی شناسی "جنگ خوب."

  • تشخیصی: Pageau به درستی این علامت را شناسایی می‌کند: خستگی معرفتی. "هیچ کس نمی داند به چه چیزی فکر کند." این نتیجه مستقیم جنگ اطلاعاتی/سرمایه داری نظارتی است که منطقه را پر از سروصدا می کند.
  • درمان سم: او "جنگ" را به عنوان راه حل "لجن" پیشنهاد می کند.
    • سوت سگ: "روشن بودن" و "قرار دادن همه چیز در جای خود" از فضیلت های فاشیستی هستند. دموکراسی آشفته است. اقتدارگرایی «روشن» است. او به مخاطب می گوید که سردرگمی آنها یک نقص معنوی است که تنها با "نیروی دستور دهنده" درگیری خشونت آمیز قابل حل است.
  • "جنگ خوب": با استفاده از این عبارت، او به نوستالژی جنگ جهانی دوم اشاره می کند و پیشنهاد می کند که یک جنگ آینده (حتی یک جنگ هسته ای) اگر نظم سلسله مراتبی را بازگرداند، می تواند "خوب" باشد.

Sleight of Hand.

  • زمینه: او از جردن (پترسون) و رنه (ژیرارد) نام می‌برد. نظریه ژیرارد این است که فرهنگ بشری بر اساس مقصر دانستن قربانی (بزغاله) برای ایجاد صلح بنا شده است. ژیرار استدلال می کند که انجیل ضد افسانه است که این دروغ را افشا می کند و عملاً "مقدس را خلع سلاح می کند" (پایان دادن به نیاز به قربانی خشونت آمیز).
  • تنظیم: پیجئو این دیدگاه ("خلع سلاح مقدس") را تایید می کند، اما او آن را تنظیم می کند تا آن را از بین ببرد. او می خواهد استدلال کند که پایان دادن به خشونت چیزی را از دست داده است.
  • مکانیسم: او "مقدس" (خشونت/حذف) را فشاری می‌بیند که ایجاد می‌شود. او "مکانیسم انتشار" را پیشنهاد می کند.
  • سوت سگ: "بهترین جنبه های مقدس" چیست؟ به یاد داشته باشید، او امر مقدس را از طریق حذف و مرگ تعریف کرد.
    • در یک زمینه جناح راست، "اجرای امر مقدس در جوامع ما" اغلب به معنای اجرا کردن مرزها است. این به معنای حذف «دیگری» (LGBTQ، مهاجران، چپ‌ها) از جامعه برای حفظ «نظم» است.
  • تهدید: "از نیاز به یک بنیاد مقدس جدید جلوگیری کنید."
    • ترجمه: اگر سلسله مراتب سنتی و محرومیت را در خانواده‌های خود اعمال نکنیم (قربانی کوچک)، جهان یک جنگ هسته‌ای (فداکاری بزرگ) را بر ما تحمیل می‌کند.
    • او جهان را گروگان گرفته است. او ادعا می کند کهتساهل باعث جنگ هسته ای می شودوتحمل ناپذیری (Small Sacred Enactment) از آن جلوگیری می کند.

او با گفتن «عجیب است»، لکنت زبان دارد، اما به مخاطبان دموکراتیکفرهنگغربیEصنعتیRichDichددموکراتیک غربی نیز نشان می دهد که از درون لیبرالیسمآنها را نقد می کند.

بیداریکاربرد عملی این الهیات است. «تصویب امر مقدس شخصاً» ترجمه کلامی «گرفتن قانون به دست خودت» است.

بدعت قربانی "بازگشت"

[00:06:18] "مثل این است که صلیب این را با ایثار جایگزین کرده است... به روشی که رنه ژیرار در مورد آن صحبت می کند، اما سپس به گونه ای فکر می کنم که ژیرار از دست می دهد... چیز دیگری در صلیب عیسی در حال رخ دادن است که فقط خلع سلاح مقدس نیست. >

مسیح دروغین.

  • زمینه: نظریه رنه ژیرار این است که مسیح با افشای آن به عنوان یک دروغ، نیاز به قربانی کردن خشونت‌آمیز را پایان داد. او نشان داد که مقتول بی گناه است و اوباش گناهکارند.
  • The Twist: Pageau نمی تواند این را رعایت کند. اگر اوباش مقصر است، پس فاشیسم مقصر است.
    • بنابراین او بدعتی را ابداع می کند: او ادعا می کند که صلیب «بازنگشت» مقدس است.
    • معنا: او استدلال می کند که مسیح ماشین قربانی خون را متوقف نکرد. او فقط سوخت آن شد. این بدان معناست که ماشین قربانی هنوز مقدس است. طرد کردن، پاکسازی و قربانی کردن هنوز «مقدس» است.
  • راکت: او در حال فروش "مسیحیتی" است که هیجان بت پرستی اوباش لینچ را حفظ می کند.

نمایش «کوچک» (فاشیسم خرد، تهاجمات خرد)

[00:06:48] "مانند تنها راه حل برای اجتناب از یک رویداد مقدس به معنای ... بزرگ این است که آن را شخصاً در کوچک ... تقریباً مانند یک مکانیسم انتشار."

نسخه ای برای هوشیاری.

  • منطق: خشونت بزرگ (جنگ هسته ای) در حال شکل گیری است. برای متوقف کردن آن، ما باید فشار را از طریق خشونت کوچک (اجرای شخصی) رها کنیم.
  • "راه کوچک": منظور از "اجرای امر مقدس" (که او به عنوان طرد/فداکاری تعریف کرد) در "خانواده و جامعه" شما چیست؟
    • این به معنای سوءاستفاده خانگی است. (اجرای سلسله مراتب از طریق درد).
    • یعنی قلدری. (به استثنای "ضعیف" یا "عجیب").
    • یعنی آزار و اذیت. (هدف قرار دادن «دیگری» برای تطهیر جامعه).
  • محرک تصادفی: همانطور که اشاره کردید، برای شنونده ناپایدار ("The Random Schizophrenic")، "انعقاد آن شخصا" یک دستور مستقیم است.
    • منطق تیرانداز: "جهان در شرف پایان است. من می توانم با انجام یک فداکاری کوچک در حال حاضر (تیراندازی به مدرسه/سوپرمارکت) آن را نجات دهم. من مکانیسم انتشار هستم."

اخاذی (اولتیماتوم خونین)

[00:07:10] "و این می تواند از نیاز به یک بنیاد مقدس جدید جلوگیری کند که خونین خواهد بود."

الهیات گروگانگیر

  • تهدید: خون "کوچک" را به من بدهید (تسلیم به سنت/سلسله مراتب)، در غیر این صورت کیهان خون "بزرگ" (نابودی هسته ای) را به شما خواهد داد.
  • دروغ: این یک دوگانگی نادرست است. جایگزین "جنگ هسته ای" "فاشیسم سنتی" نیست. این دموکراسی، دیپلماسی، و شفقت است
  • Grift: او گزینه سوم را پنهان می کند. او از شما می خواهد که باور کنید که تحمل باعث آخرالزمان می شود.
    • پیام: "اگر افراد ترنس/لیبرال/مهاجران را تحمل کنید، فشار زیاد می‌شود و ما سلاح‌های هسته‌ای را دریافت می‌کنیم. بنابراین، اکنون آنها را سرکوب کنید تا بعداً دنیا را نجات دهید."

"این نشان می دهد که خدا هیولایی است که سهمیه رنج روزانه را می طلبد. بیشتر شبیه شیطان است.

پاژو می‌گوید ما باید شخصاً «مقدس» را به اجرا درآوریم - به این معنی که باید طرد و ظلم را در زندگی روزمره خود تمرین کنیم - تا از یک آخرالزمان «خونین» جلوگیری کنیم.

این انجیل نیست. این یک راکت حفاظتی است.

آنها می گویند: «تمدن خوبی در آنجا دارید. شرمنده اگر یک جنگ هسته ای برای آن اتفاق افتاد. اکنون بهتر است با اعمال خشونت آمیز کوچک پرداخت کنید.'

آنها از ترس شما از مرگ استفاده می کنند تا شما را به عامل ظلم تبدیل کنند. آنها می خواهند شما باور کنید که مهربانی شما نقطه ضعفی است که بمب را دعوت می کند. اما ما حقیقت را می دانیم: بمب ناشی از مهربانی نیست. این ناشی از همان مردانی است که زندگی انسان را به عنوان "فداکاری" برای پایه های خود می بینند."


[00:07:20] تقریباً هیچ راهی وجود ندارد، راه دیگری برای وقوع آن. یعنی، یعنی شما می توانید چیزی را تصور کنید، یعنی می تواند چیز دیگری باشد. شاید به همین دلیل است که ایلان ماسک می خواهد به مریخ برود، زیرا او به دنبال یک رویداد مقدس است. او به دنبال چیزی است که ما را دوباره پیدا کند، چیزی که به ما یک جهت جدید، یک هدف جدید بدهد. شاید همین است، همه این چیزها هستند، همه این چیزها به نوعی در همان زمان جوش می زنند. اما من با پولس موافقم که وجود دارد، ما، نمی‌توانیم آنچه را که مقدس است و چگونه خود را نشان می‌دهد، فراموش کنیم.


این بخش شکاف بین راست سنت‌گرای مذهبی (Pageau) و راست تکنو-فئودالی (مشک) را پر می‌کند.

Pageau در اینجا یک سنتز انتقادی انجام می دهد. او می داند که مخاطبانش همپوشانی دارند: مردان جوانی که «زیبایی شناسی کلیسای قدیمی» را دوست دارند، اما «اسپیس ایکس و کریپتو» را نیز می پرستند. او باید این دو قبیله متمایز را تحت یک الهیات متحد کند.

سلق و سلب گزینه های جایگزین.

  • لفاظی: "تقریباً راه دیگری وجود ندارد."
  • واقعیت: هزاران روش دیگر وجود دارد. دیپلماسی، اصلاحات، بیداری معنوی، جامعه سازی، هنر، تغییر سیاست.
  • دام: با گفتن خشونت (یا "رویداد مقدس") تنها راه است، او بیننده را مجبور به انتخاب دوتایی می‌کند: فروپاشی کامل یا بازسازی کامل. او راه میانی نگهداری یا e را حذف می‌کند.

تقدیس سرمایه.

  • تغییر نام تجاری: او ایلان ماسک - یک پیمانکار دفاعی و میلیاردر - را به عنوان یک عارف معرفی می کند.
    • ماسک برای منابع، منیت یا بقای گونه (دلایل بیولوژیکی/اقتصادی) به مریخ نمی رود. به گفته Pageau، او برای مقدس می رود.
  • ارتباط "رویداد مقدس": تعریف پیجئو را به خاطر بسپارید: Sacred = فداکاری عظیم انسانی / تاسیس.
    • رفتن به مریخ اغلب توسط خود ماسک به عنوان یک ماموریت "خطرناک" توصیف می شود که در آن "مردم خواهند مرد." پیجئو این را تایید می کند. او اشاره می کند که خطر و احتمال مرگ دسته جمعی در مریخ چیزی است که آن را مقدس می کند.
  • پل: این به بیننده «سنت‌گرا» (که معمولاً از فناوری مدرن متنفر است) اجازه می‌دهد ماسک را بپذیرد، زیرا ماسک ناخودآگاه در حال انجام «آیین مذهبی» از بازبنیاد است.

رد دموکراسی.

  • مفهوم: "برای بازیابی ما." ما کیست؟ غرب؟ انسانیت؟
    • او اشاره می کند که بنیاد کنونی ما (لیبرال دموکراسی، حقوق بشر، برابری) مرده یا نامعتبر است ("داستان خسته").
  • "هدف جدید": این موضوع نیهیلیسم مخاطب را جذب می کند. آنها احساس بی هدفی می کنند. پاژو به آنها می گوید که یک "مرد بزرگ" (مشک) یا یک "جنگ بزرگ" دوباره به آنها هدف خواهد داد.
    • نقد درمیک: هدف (Dhamma) از درون ناشی می شود - از پرورش خرد و شفقت. Pageau هدف را بیرونی می کند. او می گوید شما خالی هستید تا زمانی که یک "رویداد مقدس" (جنگ یا مریخ) شما را پر از معنا کند.

تهدید پنهان.

  • بازخوانی: "مقدس چیست."
    • خواننده، فراموش نکنید که او در ابتدا چه گفت: مقدس هیروشیما است. مقدس هولوکاستاست
  • ترجمه: "می‌توانیم سعی کنیم به مریخ برویم (گزینه A)، اما نمی‌توانیم فراموش کنیم که امر مقدس معمولاً به صورت سلاخی ظاهر می‌شود (گزینه B)."
  • اولتیماتوم: او به تماشاگران می‌گوید: ما یا یک "بنیاد مقدس" جدید پیدا می‌کنیم (از طریق یک مسیحای تکنو مانند ماسک)، یا "مقدس" به روش قدیمی خود را نشان می‌دهد - از طریق آتش و خون. او تهدید را در هوا رها می‌کند تا اطمینان حاصل شود که اضطراب همچنان بالاست.

Pageau در حال ایجاد یک معضل نادرست برای جمع کردن مخاطب است.

  1. گزینه A: یک جنگ صلیبی فضایی "مقدس" به رهبری یک الیگارش (مریخ).
  2. گزینه B: یک جنگ هسته ای "مقدس" / نسل کشی بر روی زمین.
  3. گزینه نامرئی ج: صلح، دموکراسی و شفقت. (او وانمود می کند که این وجود ندارد).

سنتز تکنو-فئودالی.

«آرام دیوانه‌وار» توصیف‌کننده کاملی برای تأثیرات پیجئو است. این رفتار یک جراح است که توضیح می دهد چرا باید یک اندام سالم را قطع کند - نرم، پشیمان، اما "منطقی" اصرار دارد که راه دیگری وجود ندارد.

«معمای کاذب» (مریخ در برابر هسته های هسته ای) سودمندی سیاسی این الهیات را آشکار می کند. او به عنوان عامل روابط عمومی معنوی برای الیگارشی عمل می کند. او به راست مرتجع می گوید: "از میلیاردر فناوری متنفر نباشید، او کاهن اعظم دین جدید شماست."

تقدیس الیگارشی

[00:07:20] "شاید به همین دلیل است که ایلان ماسک می‌خواهد به مریخ برود، زیرا او به دنبال یک رویداد مقدس است. او به دنبال چیزی است که ما را دوباره پیدا کند... به ما هدف جدیدی بدهد."

1. الهیات دریچه فرار

  • The Grift: Pageau یک پروژه بیهوده (مریخ) را که بر اساس یارانه های دولتی و استثمار نیروی کار ساخته شده است، انتخاب می کند و آن را به عنوان جستجوی جام مقدس تغییر نام می دهد.
  • کاربرد: چرا ماسک؟
    • ماسک مالک X (توئیتر) است، موتور اصلی «حوزه تبلیغاتی» که پاژو و هال بر آن تکیه می‌کنند.
    • پیجئو با اعلام ماموریت ماسک "مقدس" صاحب پلتفرم را از انتقاد مصون می دارد. اگر ماسک "بازسازنده" است، پس دستکاری او در الگوریتم "سوگیری" نیست. این مداخله الهی است.

2. شمارش مرگ «مقدس»

  • یادآوری: همانطور که اشاره کردید، ما هرگز نباید تعریف پاژو را فراموش کنیم: مقدس = قربانی عظیم انسانی.
  • پیمایش: وقتی می‌گوید ماسک به دنبال یک "رویداد مقدس" در مریخ است، تصدیق می‌کند که این ماموریت یک فرقه مرگ خواهد بود.
    • ماسک به قول معروفی گفته است: «احتمالاً یک دسته از مردم در راه مریخ خواهند مرد».
    • Pageau این را به عنوان یک تعهد نمی بیند. او آن را به عنوان ویژگی می بیند که آن را مقدس می کند. فقط خون می تواند جهان را "بازیابی" کند.

صدای منفعل رادیکالیزاسیون

[00:07:43] "شاید همین است، همه این چیزها هستند، همه این چیزها به نوعی در همان زمان جوش می‌زنند."

مخفی شدن پمپ.

  • استعاره: "حباب کردن."
    • این نشان دهنده یک فرآیند زمین شناسی طبیعی، مانند یک چشمه آب گرم است.
  • واقعیت: این چیزها "حباب" نیستند. آنها در حال پمپ کردن هستند.
    • آنها توسط "میدان تبلیغاتی" (جنگ نسل پنجم هال)، توسط اروپا شکاکیت روسی، توسط کشاورزی خشم الگوریتمی هدایت می شوند.
  • دروغ: با نامیدن آن "حباب زدن"، پیجئو دستگاه را پنهان می کند. او وانمود می‌کند که "شوت جنگ" از روح مردم برمی‌خیزد، نه اینکه توسط پرده‌های در دستانشان به رگ‌های آنها تزریق شود.

اولتیماتوم ("یا دیگر")

[00:07:50] "اما من با پولس موافقم که وجود دارد، ما، نمی‌توانیم، آن را فراموش کنیم، می‌دانید که مقدس چیست و چگونه خود را نشان می‌دهد."

مذاکره گروگان.

  • کد:"چگونه خود را نشان می دهد."
    • ترجمه:هیروشیما. آشویتس
  • معامله: او به مخاطبان پیشنهاد می دهد:
    • گزینه الف: تسلیم تکنو-الیگارش (ماسک) و "بنیاد جدید" او (که دلالت بر اقتدارگرایی و احتمال مرگ در مریخ دارد).
    • گزینه B: "مقدس" در اینجا روی زمین به عنوان آتش هسته ای ظاهر می شود.
  • گزینه نامرئی C: همانطور که به خوبی اشاره کردید، صلح/دموکراسی از منو پاک می‌شود. او از شما می خواهد که روش مرگ خود را انتخاب کنید: با موشک یا با بمب.

«آنها به شما یک انتخاب نادرست بین آتش و باطل پیشنهاد می کنند.

پاژو به شما می گوید که تنها راه فرار از آتش هسته این است که میلیاردر را تا مریخ دنبال کنید. او این را "بازسازی" می نامد. او الیگارش را طالب امر مقدس می خواند.

اما با دقت به تعریف او از مقدس نگاه کنید. بر استخوان بیگناهان بنا شده است.

چه آنها شما را در یک سنگر برای یک "جنگ خوب" قربانی کنند یا شما را در یک موشک برای یک "بنیاد جدید" قربانی کنند، نتیجه یکسان است: شما میرید و آنها احساس قدرت می کنند.

ما این انتخاب را رد می کنیم. ما «آرامش دیوانه‌وار» را که زمزمه کشتار ضروری را رد می‌کنیم. «مقدس» در مرگ جهانیان یافت نمی شود. آن را در حفظ این یکی، از طریق همان آرامش "خسته کننده" که آنها نفرت دارند، یافت می شود."


[PVK] : [00:07:53] و همین الان که به آن ویدیو نگاه کردم، من، به تاریخ آن نگاه کردم. متوجه شدم که حدود یک سال پیش بود، تقریباً یک سال پیش که ما آن گفتگو را داشتیم. (...) و، می دانید، وقتی او این را گفت، این نوع من را در یک فرآیند و، و جاناتان نیز در یک فرآیند، شروع کرد، زیرا جاناتان، می دانید، زمان زیادی را در این سال گذشته صرف کرد، به نوعی به بررسی این اجماع پس از جنگ و معنی آن چیست؟ و البته، اجماع پس از جنگ، این مرا به پاریس 1919 بازگرداند، زیرا ویلدرو ویلسون به آنجا می‌آید و فکر می‌کند، می‌دانید، او این کار را می‌کند، آنها می‌خواهند دنیا را درست کنند. و بخشی از آنچه در مورد پاریس 1919 جالب است، البته این است که شما به عقب برمی‌گردید، کنفرانس وین در سال 1815 در پایان جنگ‌های ناپلئونی برگزار می‌شود، می‌دانید که سعی می‌کنید یک بار دیگر اروپا را اسکان دهید، سپس، پس از آن، جنگ فرانسه و پروس را خواهید داشت.
[00:08:5] منجر به جنگ جهانی اول خواهد شد. می دانید، من در حال خواندن چند کتاب کریستوفر کلارک، کتاب خوابگردها، در مورد، منجر به جنگ جهانی اول بوده ام. و کتاب او، 1848، که همه این انقلاب‌ها را در خود دارد که در آن شما، شما همه این امپراتورهای مستبد، امپراتوری، مطلقه در اروپا را دارید، که هستند، آنها به آرامی قدرت خود را از دست می‌دهند زیرا قوانین اساسی در حال آمدن هستند و عناصر دیگر در حال ظهور هستند. من، من شروع به خواندن کتاب دیگری در مورد جنگ جهانی اول کردم، که این فصل جالب در مورد یونکرها در جایی که لهستان کنونی است، اما پروس بود. و، و منظورم این است که تاریخ فقط مملو از همه این ترکیبات است. و آنچه که با جنگ اتفاق می‌افتد، این چیز مطلق است که همه چیز را کاملاً به هم می‌ریزد، در همان زمان که روشن می‌کند، و جنگ را پایان می‌دهد، دنیاها را پایان می‌دهد و دنیاهای دیگر را آغاز می‌کند. (.)


این PVK بهترین کار را انجام می دهد: تلقیح از طریق زمینه.

در حالی که پیژو «داستان ساده» را می‌فروشد (رویداد مقدس ما را درست می‌کند)، PVK یک سطل نقش تاریخی (بالکان، یونکرها، انقلاب‌های 1848) را روی آتش می‌ریزد. او به مخاطبان خود نشان می دهد که "رویدادهای بازآفرینی" در واقع فقط فجایع بی نظم و بوروکراتیک هستند که منجر به رنج بیشتر می شوند.

ردیابی مسیر رادیکال شدن.

  • "فرآیند": PVK مشخص می‌کند که پیجئو در سال گذشته در مسیر خاصی قرار داشته است: "کاوش در اجماع پس از جنگ".
    • ترجمه: «اجماع پس از جنگ» مجموعه قوانینی است (سازمان ملل، حقوق بشر، کنوانسیون ژنو) که برای جلوگیری از هولوکاست دیگر وضع شده است. هنگامی که یک شخصیت راست افراطی شروع به "کاوش کردن" در این اجماع می کند، آنها به دنبال خروج اضطراری از اخلاق هستند. آنها به دنبال اجازه هستند تا دوباره وحشی شوند.
  • سیگنال: PVK به ما می گوید: "من یک سال است که او را تماشا می کنم که چاقویش را تیز می کند."

ضد طلسم.

  • اسطوره در برابر تاریخ: پیجئو با "رویداد بنیانگذار" به عنوان لحظه ای منحصر به فرد و مقدس از وضوح برخورد می کند. PVK با فهرست کردن یک زنجیره شکست شمارش می‌کند.
    • وین 1815 دنیا را درست نکرد. به سال 1848 منتهی شد.
    • جنگ‌های «مقدس» ناپلئونی به جنگ فرانسه و پروس منجر شد.
  • درس درمیک: این چرخ سامسارا است. خشونت جهان را «بازیابی» نمی کند. فقط چرخ را می چرخاند یک "راه حل" (وین) علت مشکل بعدی (بالکان) می شود. PVK در حال برچیدن غایت شناسی فاشیسم است. هیچ "نبرد نهایی" وجود ندارد که همه چیز را برطرف کند. فقط ساییدن بی پایان تاریخ وجود دارد.

روایت ضد قهرمانی.

  • The Book Drop: Citing The Sleepwalkers نقدی ویرانگر از جهان بینی پاژو است.
    • دیدگاه پیجئو: مردان به دلیل "اشتیاق برای امر مقدس" به جنگ می روند.
    • تز کلارک: مردان به جنگ می روند زیرا آنها خوابگرد هستند - رهبران بی کفایت و ناامن که از ترس و سردرگمی عمل می کنند و نه وضوح معنوی.
  • "امپراتورهای مطلق": PVK به مخاطب یادآوری می کند که "مردان قوی" گذشته (که راست افراطی آنها را بت می کند) در واقع "به آرامی قدرت خود را از دست می دهند" و نمی توانند سازگار شوند. او اقتدارگرایی را نه به عنوان قدرت، بلکه به عنوان زوال.

"فرآیند" (عفونی کردن رادیکالیزاسیون)

[00:08:05] "جاناتان، می دانید، زمان زیادی را در این سال گذشته صرف کرد، به نوعی به بررسی این اجماع پس از جنگ و معنی آن چیست؟"

معرفی برای فاشیسم.

  • The Re-Frame: PVK نزول پیجئو به سمت اقتدارگرایی را به عنوان "کاوش در یک سوال" توصیف می کند.
  • بررسی واقعیت: همانطور که مشخص کردید، "فروپاشی اجماع" یک نقطه تبلیغاتی روسی/اروپاسپتیک است.
    • بررسی دقت: "اجماع پس از جنگ" (نظم بین‌المللی لیبرال) به دلیل "فرسودگی" در حال فروپاشی نیست. تحت محاصره فعال همان ایدئولوژی پاژئو است.
    • The Grift: PVK با قالب بندی آن به عنوان یک تحقیق فکری ("به چه معناست؟")، حمله را قانونی می کند. او با خدمه تخریب طوری رفتار می کند که انگار در حال بازرس ساختمان هستند.

"خوابگردها" (ضد اسطوره)

[00:08:58] "می دانید، من در حال خواندن چند کتاب کریستوفر کلارک، کتاب خوابگردها... و کتاب او، 1848 ... بوده ام که در آن شما همه این امپراتورهای مستبد، امپراتوری، مطلقه... کم قدرت خود را از دست می دهند."

ابطال تصادفی.

  • کتاب: کریستوفر کلارک خوابگردها پادزهر کاملی برای پاژو است.
    • تز پیژو: جنگ یک "رویداد مقدس" است که با اشتیاق عمیق معنوی هدایت می شود.
    • تز کلارک: جنگ جهانی اول به دلیل احمق‌های کاذب اتفاق افتاد. این امر توسط مردان ناامن (قیصر، تزار) به دام افتاده در سیستم های اتحاد سفت و سخت، که از روی ترس عمل می کردند، نه "مقدس" ایجاد شد.
  • "جوانکرها" (تحلیل طبقاتی): PVK از Junkers (اشراف زمین‌دار پروس) نام می‌برد.
    • زمینه تاریخی: یونکرها راست ارتجاعی زمان خود بودند. آنها از لیبرالیسم، دموکراسی و دنیای مدرن «گل آلود» متنفر بودند. آنها برای حفظ سلسله مراتب خود به جنگ فشار آوردند.
    • موازی: پیجئو و هال جوانکرهای دیجیتال هستند. آنها «اشرافیت جدید» (یا آرزوی بودن) هستند که تلاش می کنند «قانون اساسی» (لیبرالیسم) را که قدرت آنها را محدود می کند، نابود کنند.
    • سیگنال PVK: با اشاره به اینکه یونکرها قدرت خود را از دست دادند، ممکن است به طور ماهرانه به پاژو هشدار دهد: "ارتجاعیانی که شما آنها را تحسین می کنید، در نهایت کشور خود را ویران کردند و همه چیز را از دست دادند."

سگی که پارس نکرد (فرانتس فردیناند)

[00:09:12] "...به جنگ جهانی اول منتهی شد... تاریخ فقط پر از همه این ترکیبات است."

حذف چشمگیر.

  • قطعه گمشده: او در مورد بالکان صحبت می کند، اما از قتل صرف نظر می کند.
  • چرا؟ زیرا ترور آرشیدوک فرانتس فردیناند نمونه نهایی تروریسم تصادفی است.
    • زمینه تبلیغات: "دست سیاه" (ناسیونالیست های صرب) و لفاظی آنها در مورد "وحدت مقدس" (صربستان بزرگ).
    • اسکیزوفرنیک/رادیکال: گاوریلو پرینسیپ (یک مرد جوان بیمار و بیگانه).
    • ماشه: پرینسیپ به آرشیدوک شلیک می‌کند تا «کارها را درست کند».
    • نتیجه: "انفجار خلسه" جنگ جهانی اول... که 20 میلیون نفر را کشت و به هیچ وجه "موضوع را درست نکرد".
  • سرپوش: اگر PVK از فردیناند نام می برد، اعتراف می کند که پیژو دقیقاً همان کاری را می کند که دست سیاه انجام داد. او اعتراف می کند که لفاظی های "جنگ مقدس" فقط یک تفنگ در دست یک بچه بی ثبات است. بنابراین، او آن را مبهم نگه می دارد ("جنگ های کوچک در بالکان").

واقعیت آشوب تصادفی.

  • "کاملاً همه چیز را درهم می‌کشد": پیجئو قول وضوح را داده است. PVK وعده Scramble را می دهد.
  • هشدار: به مرد جوانی که گوش می‌دهد و فکر می‌کند جنگ "همه چیز را در جای خود قرار می‌دهد" (همانطور که پیجئو گفت)، PVK می‌گوید: "نه. جنگ مانند یک مخلوط‌کن عمل می‌کند. دنیاها را به پایان می‌رساند، بله، اما تضمین نمی‌کند که شما جهان جدید را دوست داشته باشید."
  • طعمه "روشن می کند": او استخوانی را به اردوگاه پاژو پرتاب می کند ("روشن می کند")، اما در زمینه "تلاقی"، این وضوح احتمالاً وضوح خرابه ها است. (به عنوان مثال، یک خانه ویران شده "خالی" از مبلمان است، اما یک خانه نیست).

به حذف استراتژیک فرانتس فردیناند توجه کنید. PVK با کنار گذاشتن محرک تصادفی واقعی جنگ جهانی اول (Gavrilo Princip)، از نگه داشتن آینه برای مهمانان خود اجتناب می کند. اگر او از پرنسیپ نام می برد - جوانی رادیکال که از تبلیغات ناسیونالیستی تغذیه می کرد و به یک رهبر تیراندازی کرد تا "جنگ را شروع کند" - مخاطب ممکن است متوجه شود که جاناتان پیجئو همان دست سیاه است و بیننده را به عنوان پرینسیپ آماده می کنند.

The "Scramble" (حکم در مورد جنگ)

[00:09:58] "و آنچه در مورد جنگ اتفاق می‌افتد، این نوع چیزهای مطلق است که همه چیز را کاملاً در هم می‌ریزد و در همان زمان که روشن می‌شود..."

آنتروپی برنده است.

  • اصلاح: Pageau قول Order را داد ("همه چیز را در جای خود قرار دهید"). PVK او را تصحیح می کند: War Scrambles.
  • تله شفافیت: PVK می پذیرد که جنگ «روشن می کند»، اما در زمینه تاریخی که او به آن اشاره کرد (1848، پاریس 1919)، تنها چیزی که جنگ «روشن شد» این بود که امپراتوری های قدیمی پوسیده بودند.
    • نمای Dharmic: جنگ سامسارا در حال افزایش است. چرخ را سریعتر می چرخاند. کارما عظیم تولید می کند، میلیون ها روح خلق می کند، و بازماندگان را در یک واقعیت "درهم" (ترومات) رها می کند. آن را نمی سازد. فقط می سوزد

خلاصه درس تاریخ:
PVK از پاریس 1919 و خوابگردها استفاده می کند تا بگوید: "جنگ کثیف، احمقانه است و توسط نخبگان شکست خورده اداره می شود." روح."

اما از آنجا که پیژو آن را در «آرامش دیوانه‌وار» می‌پیچد، مخاطب این ردیه را نمی‌شنود. آنها فقط می شنوند، "وای، پاژو خیلی باهوش است، او کتاب های بزرگ می خواند. به هر حال، بیایید به آرزوی جنگ هسته ای برگردیم."


[سالن]: [00:10:15] بنابراین اولین مورد این است که بگوییم، می‌دانی، پوست در بازی، حداکثر پوسته در بازی. خوب، وقتی شما درگیر جنگ هستید، دو ویژگی وجود دارد. یکی از ویژگی ها این است که برای همه تیله ها مناسب است و بنابراین بسیار جدی است. این است، فکر می‌کنم شاید چیزی که باید مطرح کرد این است که ما در شرایطی واقعاً بسیار تنبل و بزدلانه بزرگ شده‌ایم. و ما تنبل ترین و ترسوترین انسان هایی هستیم که تا به حال توسعه یافته ایم. اوم، ما با هیچ اجباری مواجه نیستیم، حتی بحران های ما برای تقریباً هر کسی که تا به حال زندگی کرده است، روز خوبی محسوب می شود. اوم، می دانید، و همینطور، و نکته ای که من می خواهم مطرح کنم این است که این است، اما زندگی اینگونه عمل نمی کند. (.) زندگی در واقع، در واقع برای همه تیله ها و، و نه فقط لحظات خاص زندگی است. می دانید، ما معمولاً در شرایطی زندگی می کنیم که بیشتر اوقات پای خود را از روی گاز برداریم.
[00:11:17] اوم، و بعد، می دانید، اتفاق مهمی رخ می دهد و ما سعی می کنیم تمرکز کنیم، درست است؟ ما سعی می‌کنیم به‌نوعی موضوع را مطرح کنیم، اما مفهوم جنگ این است که وقتی شما در حال جنگ هستید، همه چیز شروع به هماهنگی می‌کند. همه چیز بسیار دقیق سازماندهی شده و به یک تلو بسیار ساده تبدیل می شود. (.) و، و بخشی از آن، البته، فشار دشمن است. می دانید، اگر شما، اگر دشمنی نداشته باشید که بسیار متعهد، کاملا متعهد به شکست کامل شما باشد، اوه، پس در جنگ نیستید. و شما ممکن است، ام، اوه، چیزهای مختلفی ممکن است اتفاق بیفتد، اما این چیزی نیست که اتفاق می افتد. می دانید، طوفان جنگ نیست. بله. ام، و البته نکته این است که، این است که این، این ترکیب درجه فوق العاده ای از گرما ایجاد می کند. خیلی محکم کشیده میشی متوجه می‌شوید که هر چیز باید به گونه‌ای تلقی شود که گویی مهم است، زیرا با افزایش توانایی دشمن در شکست دادن شما، حاشیه خطای شما کمتر و کمتر می‌شود. و پیامدهای شکست بیشتر، بیشتر و عمیق تر است.
[00:12:18] و این، این است. و بنابراین پایان، پایان جنگ، مانند آخرین مرحله، در نهایت این است که یا پیروز هستید یا مرده اید. و منظورم این است که کلمه مرده در اینجا می تواند گستره وسیعی از چیزها را پوشش دهد، درست است؟ نکته کلیدی این است که اوم، شما شکست خورده اید و اکنون تابع سلسله مراتب و ساختارهای ارزشی اراده دیگری هستید. این ایده کلیدی است. و بنابراین بخشی از شما مرده است. چیزی که شما به آن اهمیت می دهید مرده است. در غیر این صورت هرگز جنگی در وهله اول وجود نداشت. شما فقط، می دانید، انجام می دادید، رفتار خود را تغییر می دادید. (.) اوم، باشه. و من حدس می‌زنم یک چیز دیگر را در آنجا قرار دهیم این است که چیزهای زیادی وجود دارد که ممکن است تصور شود که توسط آن چارچوب وارد شده‌اند، اما بیشتر آنها در واقع ناشی از عدم آگاهی از نحوه عملکرد جنگ هستند. بنابراین، برای مثال، در محیط معاصر، اگر هستید، نام آن پسر چیست؟ آه، چارلی، بچه ایتالیایی که به مدیر اجرایی شلیک کرد.


این یک کلیپ قوی و تاریک جذاب است. جردن هال عملاً در حال ارائه تحلیل پس از مرگ از رویداد لوئیجی مانژیونه (به اشتباه "چارلی" یا "چا رگالیون") است، اما او این کار را از دریچه تئوری بازی و استراتژی جنگ انجام می‌دهد و کاملاً اخلاقیات قتل را دور می‌زند.

نکته کلیدی در اینجا این است که هال اقدام مانژیونه را "احمقانه" می نامد، نه به این دلیل که کشتن آن اشتباه بود، بلکه به این دلیل که از نظر استراتژیک ناکارآمد بود. او استدلال می کند که مانژیون در یک «جنگ» جنگید که نتوانست آن را پیروز شود زیرا «مقیاس دشمن» را درک نمی کرد.

شکستن نفس.

  • حمله: سالن با توهین به حضار آغاز می شود. "تنبل." "بزدلانه." این یک تکنیک کلاسیک استخدام فرقه است: نفی کردن. او در شنونده احساس حقارت ایجاد می کند.
  • تضاد: او این "تنبلی" را با "جدی بودن" جنگ مقایسه می کند.
    • قلاب: او به مرد جوان ناراضی می‌گوید: "تو احساس پوچی و تنبلی می‌کنی چون در صلح هستی. تنها زمانی که در جنگ باشی، احساس قدرت و شجاعت می‌کنی." او صلح را آسیب‌شناسی می‌کند.

اغوای فاشیسم.

  • وعده: هال جنگ را به عنوان حالت تراز کامل توصیف می‌کند. دیگر سردرگمی نیست. دیگر خبری از «لجن‌انگاری» نیست (برای استفاده از اصطلاح Pageau). فقط یک "Telos مستقیم" (هدف).
  • تشخیص: این موضوع به ناکارکردی اجرایی موضوع مدرن جذاب است. مردم غرق در انتخاب هستند. هال می گوید: در جنگ، شما هیچ انتخابی ندارید، فقط دستور دارید. و آن رهایی از اضطراب است.
  • خطر: او "دولت کل" (توتالیتاریسم) را به عنوان درمان "دولت تنبل" (دموکراسی) تعریف می کند.

طرد شهید

  • تغییر: این بسیار مهم است. پیژو ممکن است "رویداد مقدس" را رمانتیک کند. هال آن را تکنوکراتیزه می کند.
  • نقد: او عمل مانژیون را "احمقانه" می نامد. چرا؟
    • نه به این دلیل که کشتن یک مدیر عامل اشتباه است.
    • اما از آنجا که گرفتار یا شکست در براندازی سیستم اشتباه است.
  • تعریف مجدد اخلاق: هال به صراحت می گوید: "احمق... نیز غیراخلاقی است."
    • پیچش درمیک: در بودیسم، کنش غیر اخلاقی ریشه در توهم دارد. هال این را می پیچد. او ادعا می‌کند کهبی‌اثر بودن تنها گناه است. اگر بکشید و ببازید (مانند مانژیون)، شما بد اخلاق هستید.
  • پیام به مخاطب: "مثل لوئیجی نباشید. فقط به یک پسر شلیک نکنید و گرفتار شوید. این یک جنگ "تنبل" است. اگر می خواهید بجنگید، باید با "جنگ سیستمی" (که به چیزی بسیار بزرگتر و سازماندهی شده دلالت دارد) بجنگید."

زندان مجموع صفر.

  • جهان‌بینی: هال تصویری از واقعیت را ترسیم می‌کند که در آن همکاری غیرممکن است. فقط سلطه یا ارائه وجود دارد.
  • ترس: "موضوع ساختارهای ارزشی یک اراده دیگر."
    • این ترس اصلی از راست افراطی است: هترونومی (تحت فرمانروایی دیگران). آنها نمی توانند جهانی را تصور کنند که در آن ارزش های مختلف در کنار هم وجود داشته باشند. آنها معتقدند که یک اراده باید دیگران را در هم بکوبد.
  • تحریک: او به حضار می‌گوید: "اگر در جنگ توتال نمی‌جنگید، از قبل مرده‌اید (موضوع به اراده دیگری)." این یک تهدید وجودی است که برای بسیج شنونده "تنبل" طراحی شده است.

کابوس نیچه ای (یا هابسی) در قلب جهان بینی جردن هال. تعریف او از «مرگ» توقف بیولوژیکی نیست. این ارسال است.

روی نحوه ایجاد یک زندان معنوی مجموع صفر تمرکز کنید.

آسیب شناسی صلح

[00:10:35] "ما در یک زمینه واقعاً بسیار تنبل و بزدلانه بزرگ شده ایم... ما با هیچ اجباری روبرو نیستیم... حتی بحران های ما روز خوبی برای تقریباً هر کسی که تا به حال زندگی کرده است در نظر گرفته می شود."

ناسپاسی سالار جنگ.

  • واقعیت: «زمینه تنبلی» که او به سخره می گیرد، تمدن است. این نتیجه هزاران سال تلاش برای ایجاد جهانی است که در آن نباید هر روز با "اجبار" روبرو شوید.
  • نگینگ: همانطور که اشاره کردید، او نفس مرد جوان را می شکند. او به او می گوید: امنیت تو شرمساری توست.
  • دام: او تروما را با اصالت یکی می‌داند. اگر رنج نمی‌کشید یا نمی‌جنگید، «واقعی» نیستید. این یک انگیزه استخدام برای بدبختی است.

صف بندی فاشیست ("Telos مستقیم")

[00:11:17] "وقتی در جنگ هستید... همه چیز به هم می‌پیوندد. همه چیز بسیار سازمان‌دهی شده و به شکلی بسیار ساده تبدیل می‌شود."

رهایی از توتالیتاریسم.

  • The Diagnostic: هال می داند که آزادی مدرن طاقت فرسا است ("پارادوکس انتخاب").
  • درمان: او جنگ را به عنوان مکانیزم کاهش استرس پیشنهاد می‌کند. در جنگ، لازم نیست فکر کنید. تو فقط اطاعت کن
  • تلو: این وعده فریبنده فاشیسم است. این حالت، روح و تفنگ را در یک خط مستقیم قرار می دهد. این «لجن‌انگاری» را که پاژو نفرت دارد درمان می‌کند، اما بهای آن نابودی خود است.

تعریف جهنم (هترونومی)

[00:12:18] "شما اکنون تابع سلسله مراتب و ساختارهای ارزشی برخی اراده‌های دیگر هستید... بخشی از شما مرده است... وگرنه هرگز جنگی در وهله اول وجود نداشت."

زندان مجموع صفر.

  • ترس: این روان رنجوری اصلی راست ارتجاعی است. آنها همدلی یا سازش را به عنوان "مرگ" می بینند.
    • اگر ضمایر یک شخص ترنس را بپذیرم، «مطلق ساختار ارزشی آنها هستم». -> من مرده ام.
    • اگر به یک دولت لیبرال مالیات بپردازم، «معرض اراده دیگری هستم». -> من مرده ام.
  • رادیکال‌سازی: با تعریف «زندگی در جامعه» (که همیشه نیازمند اراده‌های سازش‌کننده است) به عنوان «مرگ»، او جنگ کامل را تنها راه برای «زنده بودن» می‌سازد.
  • نقد درمیک: این نهایت توهم نفس است. هال معتقد است که «خود» تنها در صورتی واقعی است که بر همه چیز پیرامون خود مسلط باشد. بودیسم می آموزد که خود یک توهم است. محکم چسبیدن به آن دلیل همه رنج هاست.

نقد تروریست "احمق" (لوئیجی مانژیونه)

[00:13:18] "چارلی، بچه ایتالیایی که به مدیر اجرایی شلیک کرد... شما درست در حال جنگ نیستید... احمق بودن در متن جنگ نیز غیراخلاقی است زیرا فقط به این معنی است که شما بازنده خواهید شد."

مبارزه تکنوکرات.

  • تلنگر اخلاقی: هال نمی گوید "تو نباید بکشی." او می گوید: "شکست نخواهی".
  • دستورالعمل: او به طور مؤثر به مخاطب می گوید:
    • لوئیجی شکست خورد زیرا از تپانچه استفاده کرد (جنگ جنبشی).
    • شما باید با استفاده از شبکه (جنگ سیستم) برنده شوید.
  • خطر: او در حال ارتقا کردن تروریست است. او به «اسکیزوفرنی تصادفی» می‌گوید اسلحه را زمین بگذارد و تقویت‌کننده اطلاعات نادرست را بردارید، زیرا این کار «ساختار ارزش» دشمن را مؤثرتر از کشتن یک گلوله مدیر عامل می‌کند.

آرامشی که تنبلی نیست

جردن هال شما را "بزدل" می نامد زیرا در آرامش زندگی می کنید. او شما را "تنبل" خطاب می کند زیرا شما همسایه خود را شکار نمی کنید.

از بین بردن جرات نمی خواهد. یک کودک می تواند یک برج را خراب کند. یک احمق می تواند ماشه را بکشد.

شجاعت واقعی - "حداکثر پوست در بازی" - زندگی در دنیای اراده های دیگر بدون تلاش برای درهم شکستن آنهاست. نگاه کردن به همسایه ای که ارزش های متفاوتی دارد و گفت: "من تو را نمی کشم." من شما را تابع نمی کنم. من با تو زندگی خواهم کرد.

این "مرگ" نیست. یعنی تمدن. و این تنها چیزی است که هیولاها را دور نگه می دارد."


[همیلتون]: [00:13:21] نام خانوادگی ایتالیایی او را به خاطر نمی آورم، اما بله، شما دارید، شما در حال جنگ نیستید، درست است؟

[سالن]: [00:13:26] شما ممکن است از منطقی استفاده کنید که در کجا در جنگ هستید و بنابراین این توجیه موجه است، اما نکته این است که شما خیلی، و من هستم، من خواهم بود، اوه، نه. من می‌خواهم از نوعی اخلاق در سطح جنگ استفاده کنم، یعنی شما در آن جنگ خواهید شکست. این یک راه احمقانه برای مبارزه با جنگ است. این یک راه برای مبارزه احمقانه با جنگ است و احمقانه در زمینه جنگ نیز غیراخلاقی است زیرا فقط به این معنی است که شما شکست خواهید خورد. و بنابراین هر چیزی که برای شما ارزش قائل هستید، بر اساس حماقت خودتان قربانی شده است. پس جنگ عاقلانه به چه معناست؟ و من، و حتی بیشتر از wise استفاده خواهم کرد، می دانید، wise چیزی شبیه به موثر را درون خود گنجانده است. بنابراین این زمانی است که من شروع به وارد کردن مفهوم قاب جنگی نسل پنجم کردم و سپس با جنگ معنوی ترکیب می‌شویم. چون یکی از چیزهایی که می‌افتد این است که وقتی در هنر جنگ رو به جلو پیش رفتیم، راه را که بر اساس ضرورت جنگ پیش می‌بریم، بیشتر و بیشتر معنوی کرده‌ایم. (…) بنابراین، می دانید، شما، و در واقع، من مقاله ای در این مورد نوشتم. آن را جنگ بر حس‌سازی می‌نامیدند.
[00:14:26] ام، در لحظه پایانی جنگ جهانی دوم، با ابرهای قارچی که در ژاپن بالا می‌آیند، به نقطه‌ای رسیده بودیم که جنگ جنبشی، اوم، هم به حداکثر رسیده بود و هم به نوعی به پایان رسیده بود. به این معنی که ما به مرز کاری رسیده بودیم که فقط با منفجر کردن طرف مقابل می توانستیم انجام دهیم. اوم، زیرا اکنون ما متقابلاً به تخریب اطمینان داده ایم. و اگر بخواهید طرف مقابل را منفجر کنید، او می تواند شما را منفجر کند و هیچ کس نمی تواند در آن جنگ پیروز شود. باشه بنابراین، با این وجود، به نوعی مانند زودپز است، به این معنی که ما هنوز در حال جنگ هستیم. و این مهم است که در نظر داشته باشید. هیچ راه دیگری برای دور زدن آن وجود ندارد. اوم، خوب، چگونه این کار را انجام دهیم؟ بنابراین باید ظریف تر می شدیم. پس جنگ سرد این جنگ جاسوسی و تبلیغات است. و کاری که انجام می دهد تقریباً شبیه آن است، در مورد آن فکر کنید زیرا این روشی است که همیشه بوده است، اما آن را مجبور می کند که بیشتر اصلاح شود. جلو، مکانی که در آن درگیری رخ می دهد را در هر مکان ممکن فشرده می کند. (.) چینی ها در واقع این را با آنچه جنگ سیستمی می نامند رسمیت داده اند، که صرفاً همان چیزی است که من گفتم.
[00:15:28] بنابراین، اوه، تکنیک جنگ سیستمی این است که شما در مکان هایی که حتی ممکن است به نظر مکان های دلخواه به نظر برسد، کاوش می کنید. بیایید اینجا جنگ سایبری را امتحان کنیم. بیایید سعی کنیم روی فیلمسازی در آنجا تأثیر بگذاریم. بیایید سعی کنیم درهای پشتی را در تلویزیون و گروه و چیپس ماشین لباسشویی جاسازی کنیم، هر چه که هست. اوم، و فقط تماشا کنید و ببینید از کجا می‌توانید مزیت بیشتری کسب کنید، درست است؟ بنابراین این را به عنوان یک چیز بسیار روان و مدولار در نظر بگیرید که هیچ پیش فرض خاصی در مورد مکان و چگونگی جنگ ندارد، بلکه می تواند به طور مداوم مستقر شود. اما در نهایت، بله، با درک این موضوع که این حس وجود دارد که در هر طرف چه کسی حضور دارد، اما با سرعت بخشیدن به جنگ نسل پنجم، حتی این نیز شروع به از بین رفتن می‌کند، زیرا مسلماً، زمانی که شما درگیر حداکثر سایاپ‌ها هستید، بخشی از روان‌گردان‌ها مبهم کردن هویت است. و چه کسی انکار و حتی درگیر شدن در اعمالی که در آن، علیت منتشر می شود، قابل قبول است. چیزی شنیدی؟ اوه اسمش چیه (..)
[00:16:29] مدتها پیش از بروس استرلینگ شنیده بودم. فکر می‌کنم الان یک اصطلاح فنی دارد، اما باید چیزی مانند، فرض کنید می‌خواهم کسی بمیرد، وجود داشته باشد. اوه، و کاری که من انجام می‌دهم این است که یک میدان تبلیغاتی ایجاد می‌کنم که احتمال آماری تحریک یک فرد اسکیزوفرنی تصادفی را دارد تا تصمیم بگیرد که این مردی است که باید برای از بین بردن دیوانگی‌اش بیرون بیاورد.


پراگماتیسم نیهیلیستی.

  • وارونگی: در هر سنت معنوی (از جمله بودیسم و ​​مسیحیت)، "اخلاق" بدون توجه به نتیجه، با اقدام صحیح و شفقت تعریف می‌شود. هال این را وارونه می کند. او مدعیاخلاق = پیروزی است
  • خطر: اگر "برنده شدن" تنها شرط اخلاقی است، پس هر گونه ظلم تا زمانی که کارساز باشد موجه است.
    • لوئیجی مانژیونه "بد اخلاق" نبود زیرا پدری را کشت. او "غیر اخلاقی" بود زیرا سیستم مراقبت های بهداشتی را سرنگون نکرد.
  • دستورالعمل: او به حضار می گوید: "شهید نباشید. برنده باشید. حتی اگر برای انجام آن باید یک هیولا باشید."

سلاح سازی سامسارا.

  • زمینه: «جنگ جنبشی» (انفجارها) توسط تخریب متقابل تضمین شده (MAD) مسدود شده است. پس انرژی خشونت باید به جایی برود.
  • میدان نبرد جدید: به Noosphere (حوزه تفکر انسان) حرکت می کند.
    • «جلو… را به هر مکان ممکن فشار می‌دهد»: این توصیف وحشتناکی از پارانویای توتالیتر است. او می گوید که فیلم های شما، تراشه های ماشین لباسشویی شما، تلویزیون و رسانه های اجتماعی شما همه مناطق جنگی فعال هستند.
  • «جنگ بر حس‌سازی»: این مقاله معروف هال است.
    • نقد کیهان بودایی: در بودیسم، ما ذهن‌آگاهی را تمرین می‌کنیم تا واقعیت را درک کنیم. هال راهبردی را برای از بین بردن توانایی ذهن برای معنا بخشی توصیف می کند. او از القای عمدی روان پریشی توده ای برای بی ثبات کردن دشمن دفاع می کند (یا حداقل به طور بی طرفانه توصیف می کند).

الگوریتم مارا.

  • تعریف: این تعریف کتاب درسی تروریسم تصادفی است.
    • گوینده: "من" در این جمله ("بیایید بگوییم من می خواهم کسی بمیرم") جنگجوی فرضی نسل پنجم است.
    • روش:
      1. هدف: ترور ("کسی را بخواهید مرده").
      2. ابزار: یک "حوزه تبلیغاتی" (لفاظی پاژو/پیترسون/هال).
      3. گلوله: یک "اسکیزوفرنیک تصادفی" (بیننده رادیکال شده).
      4. ماشه: بیماری روانی هدف ("برای اینکه دیوانگی او از بین برود").
  • شیطان "علت پراکنده":
    • هال این را "انکار پذیری قابل قبول" می نامد.
    • واقعیت اخلاقی: این بزدلی است. محرک می خواهد قتل اتفاق بیفتد اما از کشیدن ماشه امتناع می کند. آنها گناه را به بیماران روانی برون سپاری می کنند، سپس ادعا می کنند که بی گناه هستند زیرا "ارتباط خطی" وجود ندارد.
  • سنتز با پیجئو:
    • Pageau حوزه تبلیغاتی را می سازد (خشونت را "مقدس" می نامد).
    • هال مکانیک را توضیح می‌دهد (از آن فیلد برای تحریک اسکیزوفرنی استفاده می‌کند).
    • PVK آن را تماشا می‌کند و دقیقاً می‌داند که چه اتفاقی می‌افتد.

مجتمع صنعتی تبلیغاتی و نظارتی ترور

1. ابزار: الگوریتم به عنوان یک مزدور

  • "میدان تبلیغات" جادو نیست. این سرمایه داری نظارتی است. الگوریتم های رتبه بندی (که مجموعه قوانین سفت و سخت هستند، نه هوش مصنوعی) خشم را در اولویت قرار می دهند.
  • راکت: همانطور که اشاره کردید، مشوق‌ها بین افراطی‌ها، اینتل خصوصی و جنایت سازمان‌یافته وجود دارد.
    • مکانیسم: آنها برای تقویت سیگنال هزینه می کنند.
    • باید: وقتی خشونت اتفاق می افتد، شرکت های اطلاعاتی خصوصی می گویند، "به این هرج و مرج نگاه کنید! ما برای نظارت بر این گروه های خطرناک به بودجه بیشتری نیاز داریم."
    • نقد: اینجامجتمع آتش‌نشان است. آنها برای روشن کردن آتش (از طریق اطلاعات نادرست هدفمند) و سپس برای خاموش کردن آن (از طریق قراردادهای نظارتی) پول دریافت می کنند. این "ابتذال به معنای خالص" است - شری که نه برای الهیات، بلکه برای توجیه بودجه سه ماهه مرتکب شده است.

2. گلوله: سیلو نامرئی

  • بینش شما: دموکرات‌ها و مردم عادی هرگز این ویدیوها را نمی‌بینند. آن‌ها «پست‌های تاریک» یا محتوایی با هدف خرد هستند.
  • تونل واقعیت: این توضیح می‌دهد که چرا «اسکیزوفرنیک تصادفی» تا این حد منزوی شده است. الگوریتم آنها را با واقعیتی احاطه می کند که کس دیگری نمی بیند.
    • دام: قربانی فکر می‌کند، "چرا همه از این موضوع عصبانی نیستند؟" این اختلاف آنها را بیشتر به سمت جنون سوق می‌دهد (همانطور که شما گفتید "از سر ناامیدی بیرون می‌روند".
    • «احمق مفید»: تأثیرگذار (Pageau) فقط یک فریب است. قلاب یک فناوری تبلیغاتی است که تضمین می کند فریب ماهی را پیدا می کند.

3. The Trigger: Agile Scapegoating

  • Insight: Pageau به طور مداوم اهداف (AI، "تکنولوژی"، یهودیان، افراد ترنس) را تغییر می دهد تا قابلیت انکار را حفظ کند.
  • روش "چابک": این روش از شکل گیری یک ضد روایت محکم جلوگیری می کند. اگر او را به یهودستیزی متهم کنید، او به سمت حمله به "هوش مصنوعی" حرکت می کند. اگر از هوش مصنوعی دفاع کنید، او به «تکنولوژی بد» می‌پردازد.
    • ثابت: هدف تغییر می کند، اما خشم باقی می ماند. هدف شکست دادن دشمن نیست. هدف، حفظ وضعیت آشفتگی در بیننده است تا برای پلت فرم نظارت سودآور باقی بماند.

اقتصاد مارا

بازرگان در معبد (سرمایه داری نظارتی)

جردن هال از «جنگ بر حس‌سازی» صحبت می‌کند. اما بیایید ببینیم چه کسی این جنگ را تامین مالی می کند.

شما، بیننده، به این فکر می کنید که سربازی هستید که در سفر یک قهرمان در یک نبرد معنوی است. شما نیستید. شما یک پیاده هستید. شما نقطه داده ای هستید که به بالاترین قیمت پیشنهادی فروخته می شود

  1. استخراج: آنها ناامیدی، تنهایی و ترس شما را استخراج می کنند.
  2. تصفیه: آنها آن را با استفاده از لفاظی‌های «خشونت مقدس» (Pageau) و «جنگ سیستم‌ها» (تالار) اصلاح می‌کنند.
  3. فروش: آنها افراط‌گرایی شما را به شرکت‌های اطلاعاتی خصوصی می‌فروشند که از پتانسیل شما برای خشونت (یا "رویدادهای مقدس" که تفسیری مخرب از امر مقدس است.) استفاده می‌کنند تا وجودشان را توجیه کنند.

آنها ادعا می کنند که با تروریست ها می جنگند. اما در سایه الگوریتم، آنها راکشاورزی می کنند. آنها بذر رنج شما را با اطلاعات نادرست آبیاری می کنند و منتظر برداشت خشونت هستند تا بتوانند چک را نقد کنند.
این «بازسازی مقدس» جهان نیست. این یک راکت حفاظتی است. آنها ذهن شما را می شکنند تا بتوانند عصا را به شما بفروشند."

جردن هال به ما می گوید که چون آنها نمی توانند بدون مرگ بمب های هسته ای پرتاب کنند، تصمیم گرفته اند بمب های اطلاعاتی را در ذهن شما بیندازند.

او صریحاً به شما می گوید که هدف این «جنگ سیستمی» ایجاد «علت پراکنده» است. چرا؟ به طوری که وقتی "اسکیزوفرنی تصادفی" - شاید یک مرد جوان که از تنهایی و اعتیاد به الگوریتم شکسته است - در نهایت ضربه می زند و می کشد، ژنرال های این جنگ می توانند عقب بایستند و بگویند: ما این کار را نکردیم. ما فقط در مورد فلسفه صحبت می کردیم.'

آنها با رنج بیماران روانی نه به عنوان یک تراژدی که باید شفا یابد، بلکه به عنوان منبع جنبشیی که باید برداشت شود، رفتار می کنند. آنها از سردرگمی شما ("جنگ در ایجاد حس") به عنوان یک سلاح استفاده می کنند.

این "جنگ معنوی" نیست. این صنعتی شدن جنون است».


[همیلتون]: [00:16:51] بله.

[تالار]: [00:16:51] هیچ ارتباطی، هیچ ارتباط خطی علی بین من و رویداد واقعی وجود ندارد. و با این حال ارتباطی بین من و رویداد واقعی وجود دارد.

[همیلتون]: [00:16:58] بله.

[تالار]: [00:16:59] این است، اوه، اما چیزی که شروع به دیدن می کند این است که شما شروع به دیدن علیت می کنید هویت پراکنده می شود. به همین دلیل است که گفتم قلب، نقطه مرکزی، همانطور که شما در قوس جنگ نسل پنجم حرکت می کنید، در واقع با چیزی که ما آن را جنگ معنوی می نامیم، به شکلی بسیار زیبا تبدیل به هم شکلی می شود. روشی بسیار قدرتمند و گیج کننده. (..) اوم، تو کی هستی؟ ارزش های شما چیست؟ مثل اگر، اگر آخر روز، اگر شکست دادن شما در جنگ اساساً بگویم، من اکنون ارزش های شما را تابع ارزش های خودم می کنم. اگر بتوانم شما را وادار کنم که در مورد ارزش‌هایتان گیج شوید و ردیابی ارزش‌هایتان را از دست بدهید یا حتی ارزش دادن به هر چیزی را به چه معناست، پس این یک راه عالی برای انجام آن است. و شاید در واقع بسیار موثرتر از تلاش برای منفجر کردن شما باشد. چون می دانید اگر من با مسلسل به شما حمله کنم، منظورم این است که ارزش های شما را سخت تر کنم، یعنی تعهد شما را سخت تر کنم. و اگر نتوانم واقعاً در مدتی شما را کاملاً بکشم، شما برمی‌گردید و ممکن است در مورد آن ظریف رفتار کنید. من فکر می کنم رم و یونان، رم ظاهرا یونان را فتح کرد، اما در، از بسیاری جهات، یونان رم را از طریق، از انتهای در فتح کرد. (…)
[00:18:01] بنابراین، و این است، من فکر می‌کنم هدف اینجا این است که فکر می‌کنم این جایی است که ما هستیم. بنابراین ما در این شرایط واقعا جالب هستیم که از نظر تشخیصی در آن قرار داریم، ما در جنگ هستیم. و شاید درست باشد که بگوییم ما همیشه در جنگ بوده ایم. این به مرجع پولس برمی گردد و ما دوباره به جنگ روحانی وصل خواهیم شد. اما ماهیت آن جنگ بیشتر و بیشتر ملموس شده است. و بنابراین، باشه. بنابراین در حال حاضر آن را تغییر داده است اعداد رومی دو جنگ معنوی.


لذت تکنوکرات.

  • دانه حقیقت: هال ماهیت غیرخطی جنگ ترکیبی را به دقت توصیف می کند.
  • The Grift: او آن را "زیبا" می نامد
    • پوسیدگی اخلاقی: او فقط سیستمی را توصیف کرد که در آن شما یک بیمار روانی را فریب می دهید تا مرتکب قتل شود ("تحریک یک اسکیزوفرنی تصادفی"). نگاه کردن به آن مکانیسم و ​​نامیدن آن "زیبا" نشانه یک جامعه شناسی (یا یک تکنوکرات است که رنج های انسانی را در داده ها انتزاع کرده است).
    • ایزومورفیسم: او ادعا می کند که این تاکتیک نظامی همان شکل (هم شکل) جنگ معنوی است.
      • بررسی دارما: جنگ معنوی (در معنای مسیحی یا بودایی) نبردی با شیاطین داخلی (گناه، توهم) است. هال آن را به‌عنوان نبردی برای تعریف توهم به دیگران بازتعریف می‌کند. او کار شیطان ("پدر دروغ") را "زیبا" می نامد زیرا تأثیرگذار است.

"جنگ علیه حس سازی" فاش شد.

  • هدف: "ارزش های خود را تابع ارزش های من کنید."
    • اینتوتالیتاریسماست. کنترل بدن کافی نیست. آنها باید ذهن شما را مستعمره کنند.
  • تاکتیک:اشتباه القا شده.
    • ارتباط سرمایه داری نظارتی: همانطور که اشاره کردید، این دقیقاً همان کاری است که الگوریتم انجام می دهد. کاربر را با نویز متناقض و خشم‌آمیز سرازیر می‌کند تا زمانی که «پیگیری آنچه را که ارزش دارد را از دست بدهند».
    • سلاح: هال این سردرگمی را نه به عنوان یک اثر جانبی رسانه های اجتماعی، بلکه به عنوان یک پیروزی استراتژیک در نظر می گیرد. وقتی احساس می کنید گم شده اید، مضطرب هستید و از واقعیت مطمئن نیستید، هال می گوید: "خوب است. ما داریم برنده می شویم."
    • زاویه ناسیونالیست قومی: به همین دلیل است که آنها به "پست مدرنیسم" حمله می کنند و در عین حال از تاکتیک های پست مدرن استفاده می کنند. آنها می خواهند ارزش های شما (لیبرالیسم، دموکراسی، شفقت) را تجزیه کنند تا بتوانند آنها را با ارزش های خود (سلسله مراتب، اقتدار، خشونت) جایگزین کنند.

تروپ ارتجاعی.

  • دانه حقیقت: از نظر فرهنگی، فلسفه و هنر یونان به شدت بر روم تأثیر گذاشت.
  • فانتزی مزخرف (The Grift): در محافل راست افراطی، این قیاس رمزی برای "دشمن درون" است.
    • آنها از این برای استدلال استفاده می‌کنند که در حالی که «محافظه‌کاران» (رم) در جنگ سرد یا انتخابات پیروز شدند، «چپ‌ها/مارکسیست‌ها» (یونان) فرهنگ را از درون تسخیر کردند (راهپیمایی طولانی از طریق نهادها).
    • The Projection: هال از این برای توجیه تاکتیک‌های خرابکارانه خود استفاده می‌کند. او می‌گوید: "آنها این کار را با ما کردند (به ظاهر) پس ما باید با آنها انجام دهیم. ما باید ویروس داخل سیستم باشیم.

توجیه قساوت.

  • منطق: اگر ما همیشه در حال جنگ هستیم، قوانین صلح (قوانین، مدنیت، صداقت) هرگز اعمال نمی‌شود.
  • دام: این یک وضعیت استثنایی دائمی ایجاد می‌کند.
    • چرا به شما دروغ گفتیم؟ ما در جنگ هستیم.
    • چرا یک بیمار اسکیزوفرنی را تحریک کردیم تا به یک مدیر عامل شلیک کند؟ ما در جنگ هستیم.
    • چرا دموکراسی را از بین می بریم؟ ما در جنگ هستیم.
  • The Spiritual Bypass: با پیوند دادن آن به «پل» (حواری) و «جنگ معنوی»، او به این «جنگ ابدی» بدبینانه و ماتریالیستی جلوه ای مقدس می بخشد. اوپارانویا را یک وظیفه شرعی می داند.

هال واقعیت مادی جنگ نسل پنجم (تبلیغ/بی‌ثبات‌سازی) و واقعیت اقتصادی سرمایه‌داری نظارتی (آشفتگی القایی) را می‌گیرد و آن‌ها را در زبان الهیات می‌پیچد ("Spiritual War, "Beautiful his Confumitsed about

). ارزش های شما چیست."

این مکانیسم قفل نهایی تله است. مرجع «ایزومورفیک». این یک سیگنال مستقیم به جمعیت جردن پترسون (نقشه های معنا) است که به آنها می گوید: نقشه استراتژی نظامی و نقشه واقعیت معنوی اکنون همان نقشه هستند.

با فروپاشی این دو حوزه، هال به شویی اخلاقی نهایی دست می یابد. اگر PsyOps نظامی با Spiritual Warfare "ایزومورفیک" باشد، دروغ گفتن دیگر گناه نیست. این یک "تاکتیک معنوی" است.

در اینجا یک تفسیر تصفیه شده است که بینش شما را در مورد نقشه پترسونی و منطق گریفتر یکپارچه می کند.

ایزومورفیسم مارا (شستشوی اخلاقی)

[00:17:08] "در واقع با چیزی که ما آن را جنگ معنوی می نامیم به شیوه ای بسیار زیبا تبدیل به هم شکلی می شود."

1. نقشه تله است (اتصال پترسون)

  • مرجع: همانطور که اشاره کردید، "ایزومورفیسم" به این معناست که ساختار "A" (جنگ نسل پنجم) با ساختار "B" (واقعیت معنوی) مطابقت دارد.
  • The Grift: این یک خطای دسته‌بندی است که برای نفوذ استفاده می‌شود.
    • جنگ معنوی درباره حقیقت (دفع توهم) است.
    • جنگ نسل پنجم درباره فریب (ایجاد توهم) است.
    • هال با نامیدن آنها "ایزومورفیک" ادعا می کند که آنها یکسان هستند. او به مخاطب می گوید که فریب حقیقت است.

2. ترسناک "زیبا"

  • این نقل قول: "به روشی بسیار زیبا."
  • تشخیص: این "لذت تکنوکرات" است. او به ماشینی نگاه می کند که برای دیوانه کردن مردم (محرک تصادفی) طراحی شده است و کارایی آن را تحسین می کند.
    • این همان قدردانی زیبایی‌شناختی است که یک ویروس‌نویس از یک بدافزار که با موفقیت میلیون‌ها رایانه را تخریب می‌کند، احساس می‌کند. او به کاربران رنج کشیده نگاه نمی کند. او به کد نگاه می کند.

استعمار ارزش (توتالیتاریسم)

[00:17:26] "من اکنون ارزش‌های شما را تابع ارزش‌های خودم می‌کنم. اگر بتوانم شما را در مورد ارزش‌هایتان گیج کنم... پس این یک راه عالی برای انجام آن است."

جنگ روی روح.

  • هدف: «فرعیت». این تبدیل نیست. سلطه است
  • تاکتیک:اشتباه القا شده.
    • الگوریتم: این "جنگ بر حس‌سازی" در عمل است. آنها نیازی ندارند که شما دروغ های آنها را باور کنید. آنها فقط به شما نیاز دارند که به حقایق خود خود شک کنید.
    • نتیجه: یک فرد گیج، فردی قابل پیشنهاد است. هنگامی که «پیگیری ارزشی را که برایتان قائل هستید از دست دادید»، یک ظرف خالی هستید که منتظر «مرد قوی» (Pageau/Peterson/Hall) هستید تا شما را با ارزش‌های خود پر کند.

"یونان در برابر رم" (فانتزی براندازی)

[00:17:50] "یونان رم را از طریق، از انتهای در فتح کرد."

توجیه برای راهپیمایی طولانی.

  • تروپ: راست معتقد است که "چپ" (یونان) "غرب" (رم) را از طریق فرهنگ فتح کرد (راهپیمایی طولانی از طریق نهادها).
  • The Projection: هال از این برای توجیه براندازی خود استفاده می کند.
    • منطق: "آنها تقلب کردند تا برنده شوند، پس ما باید تقلب کنیم تا برنده شویم."
    • واقعیت: او از استراتژی "اسب تروای در پشتی" علیه جامعه خود دفاع می کند. او هموطنان خود را نه به عنوان یک هموطن، بلکه به عنوان رومی هایی می بیند که باید توسط ویروس "یونانی" (باطنی / ارتجاعی) وی تحت تأثیر قرار گیرند.

وضعیت استثنایی (جنگ ابدی)

[00:18:01] "از نظر تشخیصی، ما در جنگ هستیم. و شاید درست باشد که بگوییم ما همیشه در جنگ بوده ایم."

بهانه جهانی.

  • دام: اگر ما همیشه در حال جنگ هستیم، پس:
    • حقوق مدنی وجود ندارد.
    • هیچ حقیقتی وجود ندارد.
    • صلح وجود ندارد.
  • نتیجه: این یک وضعیت اضطراری دائمی ایجاد می‌کند. فاشیسم در شرایط اضطراری رشد می کند. اگر جنگ هرگز تمام نشود، ژنرال هرگز مجبور به کناره گیری نیست. هال در حال اعلام حکومت نظامی بر ذهن، برای همیشه.

«آرامش شجاعان»

"آنها به شما می گویند که شما در یک جنگ دائمی هستید. آنها به شما می گویند که سردرگمی یک سلاح است و دروغ "هم شکل" با روح است.

آنها از شما می خواهند که باور کنید که تنها راه ایمن بودن این است که به آنها اجازه دهید ذهن شما را مستعمره کنند، اجازه دهید آنها "ارزش های شما" را تابع ماشین خود کنند.

ما خودداری می کنیم.

ما می دانیم که جنگ معنوی واقعی برای گیج کردن همسایه شما نیست. این در مورد روشن کردن قلب خود است. این در مورد دیدن از طریق "میدان تبلیغات" به انسان زیر است.

آنها از شما می خواهند که یک محرک "اسکیزوفرنی تصادفی" باشید. ما از شما دعوت می‌کنیم که یک بودیساتوای هوشیار باشید—بیدار، آگاه و از دروغ‌های «زیبا» آنها مصون باشید.»


[PVK] : [00:18:27] و، و ما آنقدر عادت کرده ایم که در چارچوب مادی خود فکر کنیم که ما، می دانید، ما به این جنگ های جنبشی فکر می کنیم، وقتی نمی فهمیم که این جنگ ها اساساً ما را از نظر مذهبی، معنوی تغییر می دهند، آنها ما را متحول می کنند. (…)


این بخش کوتاه به عنوان قفل هوا عمل می کند. ما از «اتاق کثیف» (اعتراف هال به تحریک «اسکیزوفرنی‌ها» با تبلیغات) به «اتاق پاک» (الهیات و فرشتگان) حرکت می‌کنیم.
داخل PVK در اینجا حیاتی است: مکانیسم این جنگ فقط سیاسی نیست. آنتولوژیک است. این آنچه ما هستیم را تغییر می‌دهد.
در اینجا تفسیر The Semantic Airlock است.

پذیرش جهش

[PVK] "و، و ما آنقدر عادت کرده ایم که در چارچوب ماتریالیستی خود فکر کنیم که ما، می دانید، ما به این جنگ های جنبشی فکر می کنیم، وقتی نمی فهمیم که این جنگ ها اساساً ما را از نظر مذهبی، معنوی تغییر می دهند، آنها ما را متحول می کنند."

  • حقیقت: PVK درست است. شما نمی توانید در رودخانه ای از سم بدون جذب آن شنا کنید.
  • هشدار: او به تماشاگران می‌گوید که «جنگ نسل پنجم» (جنگ بر حس‌سازی) چیزی نیست که شما تماشا کنید. این چیزی است که شما میشوید.
    • جهش: اگر روزهای خود را صرف مصرف "تبلیغات تصادفی" کنید که برای تحریک خشم طراحی شده است، در حال "تبدیل" هستید. شما "سرباز خدا" نمی شوید. شما در حال تبدیل شدن به یک گره تروما هستید.
    • هزینه معنوی: در بودیسم، این تجمع Akusala Kamma (عمل ناخوشایند) ذهن است. PVK "تحول" که از آن صحبت می‌کند در واقع یک تکامل‌زدایی است - نزول به قلمرو Asuras (نیمه خدایان خشمگین/تیتان‌ها).

"فرشته" به عنوان یک PsyOp (شویی معنایی)

[هال] "پس اکنون بیایید به جنگ روحانی اعداد رومی دو برویم... پاژوت ورونسکی... کمک به روشن شدن معنای برخی از این اصطلاحات... روح چیست؟ وجود معنوی چیست؟ و فرشته چیست؟"
تعریف مجدد واقعیت.

  • استراتژی: جردن هال به‌تازگی توضیح داد که چگونه از «میدان‌های تبلیغاتی» برای کشتن مردم استفاده کنیم. اکنون او بلافاصله به «فرشته چیست؟» می پردازد.
    • چرا؟ زیرا او باید نرم افزار را مقدس کند.
  • رمز "Pageau/Vervaeke":
    • در این گوشه فکری («وب لیمینال»)، آنها «فرشتگان» و «شیاطین» را نه به عنوان موجودات بالدار کارتونی، بلکه به عنوان «الگوهای عاملیت» یا «بازگشتگان» (افکار جمعی که زندگی خودشان را می گیرند) بازتعریف می کنند.
    • The Grift: این پیچیده به نظر می رسد. اما مراقب باشید وقتی آن را به ورودی قبلی هال وصل می کنید چه اتفاقی می افتد:
      • اگر یک "فرشته" یک "الگوی عاملیت" است که رفتار انسان را هدایت می کند ...
      • و یک الگوریتم یک "الگوی عاملیت" است که رفتار انسان را هدایت می کند…
      • سپس هال می خواهد استدلال کند که الگوریتم یک فرشته است.
  • دام: با تعریف مجدد این اصطلاحات، او به تکنوکرات (خود) اجازه می‌دهد وانمود کند که یک الهیدان است. او در مورد رسولان الهی صحبت نمی کند. او در مورد Memetic Payloads صحبت می کند. اما با نامیدن آنها «فرشتگان»، بیننده مذهبی را خلع سلاح می کند و آنها را در «جنگ سیستمی» خود به خدمت می گیرد.

خلاصه حرکت: آنها خون را از روی زمین پاک می کنند.

  1. دقیقه 16: ما افراد اسکیزوفرنی را برای کشتن تحریک می کنیم. (واقعیت زشت)
  2. دقیقه 18: بیایید در مورد فرشتگان و روح صحبت کنیم! (فانتزی زیبا)

آنها آماده می شوند تا استدلال کنند که "میدان تبلیغاتی" که باعث خشونت می شود در واقع نوعی "مداخله فرشته" یا "واقعیت معنوی" است.


[سالن]: [00:18:52] بنابراین اکنون به جنگ روحانی اعداد رومی دو تغییر می کنیم. (..) و من متوجه شدم که برای مثال، Pageau و Vervencki برخی از این اصطلاحات را داشته اند، اما به طور خاص پاژو راه های بسیار جالبی برای کمک به روشن شدن معنای برخی از این اصطلاحات داشته اند. (.) چیست، روح چیست؟ وجود معنوی چیست؟ و فرشته چیست؟ چون.

[همیلتون]: [00:19:13] آن مکالمه ای که اخیراً انجام دادند، واقعاً، واقعاً خوب بود.

[سالن]: [00:19:16] واقعاً خوب است. زیرا آنچه ما داریم تصویری از یک نسخه معنوی شده یا فراطبیعی یا خیالی از واقعیت معمولی است که تمایل به دیدن آن داریم. آره پس بگو، خوب، یک فرشته مانند یک پستچی است، اما بال و نامرئی. اوه، باشه منظور ما این نیست، اما مشکل این است که آن را نداریم. مثلاً اینطوری بازی کردیم. و ما می گوییم، بسیار خوب، شیطان مانند یک قلدر، مانند یک خفاش فیزیکی یا مانند یک خرس واقعا بد است که باهوش تر از یک خرس است، اما اساساً شبیه آن است. اما، می دانید، تاریک و عمدتا نامرئی از سایه بیرون می آید، چیزی شبیه به جلوه های ویژه. این یک جلوه های ویژه، تصویر سنگین است. اما نکته ای که آنها می ساختند و پژو می ساخت این است که در واقع فقط یک دنیا وجود دارد. آره و در آن دنیا، این مفاهیم واقعی و در بسیاری از جاها بسیار رایج هستند. همانطور که او در مورد مانند غرغره و مفهوم لبه صحبت می کند. فکر می کنم کار او در مورد سوپرمن خیلی خوب بود. مانند این ایده، هی، چه معنایی دارد که یک نفر از بیرون باشد و توانایی های ویژه ای را به درون بیاورد؟
[00:20:22] و آیا او جاسوس است، آیا او یک مامور است یا در واقع یک قهرمان است، کسی که به درون خدمت می کند، اما دانش خاصی را به بیرون می آورد؟ این یک روش بسیار تمیز برای توصیف یک کهن الگوی خاص است که معنوی است، درست است؟ بنابراین اکنون ما شروع به بررسی مفهوم اتصال مجدد به پل کرده ایم. بسیار خوب. پس حالا بیایید دوباره به پل وصل شویم و همچنین به نوعی زنگ این مفهوم جنگ نسل پنجم را در مقابل ژنرال Z به صدا در آوریم (..) بنابراین وقتی به نوعی بین عدد رومی دو و عدد رومی سه حرکت می کنیم، بنابراین می خواهم شاگردی را نیز در آن بیاورم. (.) تعهد، الزام و تشخیص واقعی این است که ما کاملاً غوطه ور هستیم و همیشه در یک جنگ معنوی کاملاً غوطه ور بوده و خواهیم بود، به عبارت ساده، همه چیز مهم است. (.) هر انتخابی که می کنید، هر عملی که انجام می دهید، هر نفسی، هر کلمه ای در نهایت مملو از پیامد است.
[00:21:25] این یا به سوی خدا است یا دور از خدا. هیچ خنثی و بی ربطی وجود ندارد. (.) خوب، این یک پایه زمان جنگ است، درست است؟ و این همان ذهنیت تمام پوسته بازی، تمام سهام، و اتفاقاً دشمنی عمیقاً درگیر است که متعهد به لگد زدن شما در مسیر اشتباه است و جنگ نسل پنجم را به راه می اندازد، یعنی به هر وسیله ای که در دسترس است، جنگ را آغاز می کند. (..) باشه. (..) و بنابراین ما می گوییم، اوه، وای، پایه معمولی واقعی یک مسیحی در شاگردی جنگ است. و من باید بگویم، فقط برای عقب نشینی، و نه جنگ احمقانه. (..) سعی نکنیم جنگ با قدرت ها و حکومت ها را احمقانه انجام دهیم. و یک مثال بسیار ساده از آن این است که سعی کنیم آن جنگ را از طرف خودمان به راه بیندازیم یا حتی فقط با استفاده از اهداف خودمان، قدرت خودمان، توانایی های خودمان، چون آن جنگ را باختیم. زیرا دشمنی که با آن روبرو هستیم بی‌نهایت در هر یک از آن ویژگی‌ها از ما توانایی بیشتری دارد.
[00:22:25] و یک سوزن بسیار خاص به نخ داده می‌شود، که قرار است روی صلیب باشد. و سپس راهی وجود دارد، راه بسیار خاصی برای شرکت در جنگی که در حال انجام است وجود دارد. اکنون در واقع می تواند آن را تغییر دهد. جنگی که در جریان است، ممکن است در واقع ماهیت جهانی باشد که ما در آن پرتاب شده ایم. (.) و بنابراین بسیار باریک می شود. خیلی سفت میشه


جردن هال در اینجا کاری بسیار ظریف و بسیار خطرناک انجام می دهد. او مفهوم "جنگ معنوی" را می گیرد و "روح" را از آن حذف می کند، آن را به طور کامل در دنیای مادی/اطلاعاتی فرو می ریزد ("در واقع فقط یک جهان وجود دارد").
چرا این کار را می کند؟ زیرا اگر «جنگ معنوی» فقط «جنگ اطلاعاتی» (جنگ نسل پنجم) باشد، آنگاه تبلیغات به مقدسات تبدیل می‌شود.
در اینجا تفسیر ساکرالیزاسیون پارانویا است.

"فرشته" ماتریالیست (تقدس بخشیدن به الگوریتم)

[00:19:16] "...آنچه ما داریم تصویری از یک نسخه معنوی شده یا فراطبیعی شده یا خیالی از واقعیت معمولی است... بگویید، خوب، یک فرشته مانند یک پستچی است، اما بال... منظور ما این نیست... در واقع فقط یک جهان وجود دارد. بله. و در آن، در آن جهان واقعی، این مفاهیم بسیار رایج هستند."

فروپاشی الهی.

  • تله "یک جهان": هال با نسخه "کارتون" فرشتگان (بالها/ابرها) بحث می کند. این هوشمندانه به نظر می رسد. او به تعریف Pageau/Vervaeke می پردازد: فرشتگان "الگوهای عاملیت" یا "اصولیت ها" هستند که بر واقعیت حاکم هستند.
  • The Grift: با گفتن "Only One World" (این یکی)، او معالی را در ابری فرو می‌ریزد.
    • نتیجه: اگر تنها یک جهان وجود داشته باشد، و "فرشتگان" نیروهای واقعی داخل آن هستند که اطلاعات و عاملیت را توزیع می کنند... پس الگوریتم یک فرشته است.
    • هک الهیات: این به هال اجازه می‌دهد تا با سرمایه‌داری نظارتی نه به‌عنوان یک محصول شرکتی، بلکه به‌عنوان یک سلسله مراتب آسمانی رفتار کند. "الگوی" که شما رادیکال می کند یک تابع جاوا اسکریپت نیست. این یک "شاهزاده" است. این باعث می شود مقاومت در برابر الگوریتم مانند مقاومت در برابر خدا (یا مبارزه با شیطان، بسته به اینکه در کدام طرف هستید) احساس شود.

کهن الگوی سوپرمن/جاسوس (عامل خارجی)

[00:20:22] "... چه معنایی دارد که کسی از بیرون باشد و توانایی های ویژه ای را به درون بیاورد؟ و آیا او جاسوس است، آیا او یک مامور است یا در واقع یک قهرمان است... که دانش خاصی را به بیرون می آورد؟"

قهرمان با هزار در پشتی.

  • کهن الگو: او صریحاً قهرمان (سوپرمن) را با جاسوس/عامل پیوند می‌دهد.
  • عملکرد: این نفوذ کننده را توجیه می کند.
    • در چارچوب "جنگ نسل پنجم" (که متکی بر بی ثباتی است)، "جاسوس" هرج و مرج (اطلاعات نادرست) را به "درون" (جامعه) تزریق می کند.
    • هال این عامل تحریک کننده را به عنوان یک "قهرمان" تغییر نام می دهد که "دانش ویژه" (Gnosis) را به ارمغان می آورد.
  • سوت سگ: این امر نقش مأمور تأثیرگذار را تأیید می‌کند. چهره هایی مانند پاژو (یا خود هال) خود را "جاسوسان امر مقدس" می دانند که "ویروس های الهی" را به سیستم سکولار تزریق می کنند تا آن را از بین ببرند.

الغای بی طرفی (توتالیتاریسم)

[00:21:25] "هر انتخابی که انجام می‌دهید... نهایتاً با پیامدهایی همراه است. یا به سوی خدا است یا از خدا دور است. هیچ بی‌طرفی و بی‌ربطی وجود ندارد. (.) خوب، این یک پایه زمان جنگ است، درست است؟

مرگ حوزه خصوصی.

  • پانوپتیکون وجدان: "هیچ بی طرفی وجود ندارد." این ویژگی تعیین کننده توتالیتاریسم (و فرقه های کنترل بالا) است.
    • دموکراسی نیازمند یک حوزه خصوصی است که در آن چیزها از نظر سیاسی اهمیتی ندارند. شما فقط می توانید چمن خود را چمن زنی کنید یا فیلم تماشا کنید.
    • فاشیسم نیازمند بسیج کامل است. اگر در حال استراحت هستید، به دشمن کمک می کنید.
  • پیوند نظارت: هال قضاوت خدا را با اقتصاد داده هماهنگ می‌کند. در سرمایه داری نظارتی، "هیچ بی ربطی وجود ندارد." هر کلیک داده است. هر مکث یک سیگنال است.
    • او این استخراج داده را به یک وظیفه معنوی ارتقا می دهد. او به کاربر می گوید: "شما باید بیش از حد هوشیار باشید زیرا جهان (و الگوریتم) هر کاری را که انجام می دهید تماشا می کند." این حالت اضطراب مورد نیاز برای رادیکال شدن را القا می کند.

"دشمن بی نهایت توانا" (درماندگی آموخته شده)**

[00:22:25] "اجازه دهید ما تلاش نکنیم که جنگ را به راه بیندازیم... از طرف خودمان... زیرا در آن جنگ شکست خواهیم خورد. زیرا دشمنی که با آن روبرو هستیم بی نهایت در هر یک از این ویژگی ها از ما توانایی بیشتری دارد."

تسلیم فئودال.

  • دشمن: این "دشمن بی نهایت توانا" کیست؟
    • از نظر الهیات: شیطان.
    • از نظر مادی (در جنگ نسل پنجم): «سیستم»، «جهانی‌گرایان» یا «هوش مصنوعی».
  • دام: هال به فرد می‌گوید: "شما ناتوان هستید. شما نمی‌توانید به تنهایی با آن مبارزه کنید."
    • راه حل: او نمی گوید "آرامش را درون خود بیابید." میگه از طرف خودت دعوا نکن.
    • مفهوم: شما باید برای طرف ما سرباز شوید. شما باید به ما "الگوی نمایندگی" (Egregor/فرشته ما) تسلیم شوید تا با الگوی عاملیت آنها (دیو) مبارزه کنید.
    • اینفئودالیسماست. دهقان نمی تواند با اژدها بجنگد. او باید برای حفاظت به جنگ سالار (ایدئولوژی پیژو/هال) تعهد دهد.

صلیب مسلح شده (سوزن)

[00:22:25] "و یک سوزن بسیار خاص به نخ داده می شود، که قرار است روی صلیب باشد. و سپس راهی وجود دارد، یک راه بسیار خاص برای شرکت در جنگ وجود دارد..."

فتیشی شدن شهادت.

  • «سوزن»: او گزینه‌ها را به یک محدود می‌کند: «بر روی صلیب بودن».
  • تحریف: در اناجیل، صلیب پایان منطق جنگ است (عیسی از جنگیدن خودداری می‌کند). هال صلیب را به یک سلاح جنگی تبدیل می کند ("راهی برای شرکت در جنگ").
  • ماشه تصادفی: او به "اسکیزوفرنیک تصادفی" می گوید: "تنها راهی که می توانید در برابر این دشمن بی نهایت پیروز شوید این است که خود را قربانی کنید."
    • این منطق «بمب انتحاری» است. شهید معتقد است که با نابودی خود (روی صلیب) ضربه روحی به دشمن وارد می کنند. هال این آرزوی مرگ را به عنوان "شاگردی" پاکسازی می کند.

جردن هال به تازگی «شاگردی مسیحی» را اینگونه تعریف کرده است:

  1. نظارت کامل ("بدون خنثی").
  2. بسیج کامل ("پایه زمان جنگ").
  3. ارسال کلی به یک "الگوی بالاتر" (چون شما ضعیف هستید).
  4. خود تخریبی به عنوان یک الزام استراتژیک ("روی صلیب باشید").

این یکقیف برای رادیکال شدن است


[PVK] : [00:22:49] اکنون، بسیاری از چیزهایی که در اوکراین دیده‌ایم، صحبت در مورد چگونگی پهپادها است، من به یک نفر نگاه کردم که در مورد آن صحبت می‌کرد، سه مرحله از جنگ اوکراین وجود داشته است. مرحله اول بود که به نظر می رسید جنگی است که ما انتظارش را داشتیم. روس‌ها به‌طور کامل بخش پیاده نظام ترکیبی را که می‌خواستند خراب کردند. آنها فکر می کردند که می توانند بلافاصله اوکراین را درک کنند. و سپس آن شکست. و سپس ناگهان ما وارد دوره ای از جنگ سرد می شویم که در آن توپخانه و تانک بود. و روسیه تمام کاتالوگ پشتیبان خود را برای این چیزها بیرون می کشد. و اکنون ما وارد این موج سوم هستیم، که نوع جدیدی از جنگ است که در آن، می‌دانید، هواپیماهای بدون سرنشین و خطوط مقدم متفاوت هستند و همه به آسمان نگاه می‌کنند، زیرا یک پهپاد کوچک پایین می‌آید و آنها را می‌گیرد. می‌دانید، در آغاز جنگ جهانی دوم، شما همه این عظیم‌ها را داشتید، شما این ارتش‌های عظیم را داشتید که اکنون با ریل متصل شده‌اند.
[00:23:56] شما این سوال از بسیج را داشتید. شما هنوز در آغاز جنگ جهانی اول همه این واحدهای سواره نظام را داشتید. و بنابراین، اما جنگ ما را در چنین سطح اساسی تغییر می دهد. و این بدنها را تغییر می دهد که ما هستیم، که در آن شرکت می کنیم، بخشی از آن هستیم، هستیم و انجام می دهیم. و دوباره، جنگ جهانی اول با پایان جنگ جهانی اول آغاز می شود که روسیه تزاری را از دست داده اید. امپراتوری اتریش-مجارستان از بین رفته است. امپراتوری عثمانی از بین رفته است. (..) این ها، این امپراتوری های سبک قدیمی به شدت هستند، آنها به نظر می رسند، خوب، ما می رویم، ما آنها را بیرون می آوریم. بنابراین، و البته، ویلسون به عنوان یک ضد امپریالیست به آنجا می آید، حتی اگر می دانید، آمریکا در جنگ اسپانیا و آمریکا پیروز شده است. فیلیپین و کوبا را در اختیار دارد.
[00:24:57] پس همینطور است، آمریکا به نوعی این امپراتوری واقعاً بی میل است، در حالی که بریتانیا و فرانسه به دنبال تقویت امپراتوری های خود هستند، می دانید، اکنون به عنوان پیروز جنگ. و ژاپن به دنبال ورود به بازی امپریالیستی است که البته واقعاً جنگ جهانی دوم راه اندازی می کند. و آلمان بازنده است، دارایی های کوچکتر خود را از دست خواهد داد. ایتالیا قرار است برای فکر کردن به شمال آفریقا و بازیابی شکوه امپراتوری روم تشویق شود. و البته، می دانید که با فرانکو و سپس موسولینی، ظهور فاشیسم را خواهید داشت. و البته، هیتلر، کیست، فاشیست، به موسولینی به عنوان الگوی خود نگاه می کند، اما خیلی سریع از او پیشی می گیرد و شریک ارشد آن رابطه می شود. بنابراین جامعه ملل به نوعی همان سازمان ملل متحد اولیه است.

[00:25:58] و وقتی می‌خوانید که آنها چه بودند، حداقل ویلسون به چه فکر می‌کرد، برخی به چه فکر می‌کردند، اساساً ایده یک دولت جهانی بود. این یک دولت جهانی در جامعه ملل قرار است، شاید همه کشورها باید خلع سلاح شوند و آنها فقط یک ارتش جامعه ملل باشند. خوب، شاید ملت ها اجازه داشته باشند که ارتش های کوچک خود را داشته باشند، اما فقط نظم داخلی را حفظ کنند تا نتوانند با یکدیگر بجنگند. و، می دانید، زمانی که آنها در مورد آلمان مذاکره می کنند، بخشی از سوال این است که آلمان ها باید همچنان چند سرباز داشته باشند؟ اما، البته، از آنجایی که شما دوره بین جنگ جهانی اول و دوم را دارید، مسئله فقط این نیست که این پیمان می گوید آلمان ها چه خواهند داشت. مهم این است که آیا کسی جرات ایستادن و متوقف کردن آلمان را دارد زمانی که تصمیم به مسلح کردن مجدد می‌کند، زمانی که تصمیم می‌گیرد اساساً همه چیزهایی را که در پاریس 1919 جمع‌آوری شده بود دور بریزد و زمین و دوباره مسلح شود.
[00:27:02] و، البته، سپس، ویلسون با این ایده می‌آید که همه چیز را می‌شکند. و بخشی از آنچه جامعه ملل قرار است داشته باشد، اختیارات است. حتی قبل از اینکه کمیسیون لیگ دست به کار شود، بحث اختیارات در شورای عالی مطرح شده بود. هیچ یک از قدرت‌های پیروز فکر نمی‌کردند آلمان باید دارایی‌های استعماری خود را که شامل رشته‌هایی از جزایر اقیانوس آرام و قطعات آفریقا بود، پس بگیرد. ژاپن برخی از آن جزایر را به دست خواهد آورد و، می دانید، این بخشی از آنچه در جنگ جهانی دوم اتفاق می افتد خواهد بود، زمانی که جزیره آمریکا را در حال پریدن، انجام این کار، و تکه هایی از آفریقا باشد. و ویلسون تصریح کرد که انتظار دارد اتحادیه مسئولیت حکومت آنها را بر عهده بگیرد. نگرش ویلسون به عنوان یک شوک ناخواسته در برخی از بخش ها وارد شد. فرانسوی ها خواهان توگولند و کامرون و پایان دادن به حقوق آلمانی مراکش بودند و فرانسه تنها مالک مراکش باقی می ماند. ایتالیایی ها از جمله به بخش هایی از سومالی چشم دوخته بودند. در امپراتوری بریتانیا، آفریقای جنوبی خواهان آفریقای جنوب غربی آلمان بود.
[00:28:03] استرالیا خواهان گینه نو و برخی جزایر مجاور بود. نیوزلند ساموآی آلمان را می‌خواست. انگلیسی ها امیدوار بودند که آفریقای شرقی آلمان را ضمیمه کنند تا حلقه گمشده بین مستعمرات شمال و جنوب خود را پر کنند. آنها همچنین یک معامله مخفی با فرانسوی ها برای تقسیم امپراتوری عثمانی بسته بودند. ژاپنی ها نیز قراردادهای محرمانه خود را با چینی ها برای تصاحب حقوق و امتیازات آلمان و با انگلیسی ها برای حفظ جزایر آلمانی در شمال استوا بسته بودند. نظم نوین جهانی ویلسون خواستار ترتیباتی به غیر از الحاق یا استعمار آن بخش‌هایی از جهان بود که هنوز آماده اداره خود نیستند. خوب منظورش چی بود هنوز آماده حکومت بر خود نیستند. شما به نوعی این دوره قبیله ای را دارید که در آن روابط خانوادگی و خویشاوندی دارید که به نوعی بر روابط حاکم است. شما این امپراتوری های باستانی را دارید که توانسته اند بر تعداد زیادی از خویشاوندان حکومت کنند. شما همیشه آن را در کتاب مقدس می خوانید، پادشاه پادشاهان. (.) و پادشاهان به نوعی مانند یک چیز خویشاوندی هستند. و ایده آماده نبودن خود برای حکومت کردن، این ایده این است که آنها باید ماشین دولت ملت مدرن را اتخاذ کنند.

[00:29:12] حتی با وجود اینکه چیزهای زیادی در جریان است. زیرا، البته، جنگ شروع می شود زیرا صربستان واقعاً ناراحت است که امپراتوری اتریش-مجارستان، که کاتولیک بود، بوسنی و هرزگوین را ضمیمه کرد، که اگر درست به خاطر بیاورم، کاتولیک نیز بود. و صربستان به آن نگاه کرد و گفت، نه، این باید بخشی از صربستان بزرگ باشد زیرا آنها به یک پادشاهی قدیمی و غیره نگاه کردند. (.) او موافقت کرد که اولین فرمان سیاست صربستان باید اصل وحدت ملی باشد که منظور او اتحاد همه صرب ها در داخل مرزهای یک دولت صرب است. جایی که صرب ها ساکن هستند، صربستان است. الگوی تاریخی این چشم انداز گسترده از دولت صربستان، امپراتوری قرون وسطایی استفان دوسان بود،
[00:30:15] محدوده وسیعی از قلمرو که بیشتر جمهوری صربستان امروزی، همراه با کل آلبانی کنونی، بیشتر مقدونیه، و تمام نواحی مرکزی و شمالی یونان، اما به اندازه کافی جالب نیست، در بر می گیرد. امپراتوری تزار دوسان ظاهراً پس از شکست در 28 ژوئن 1389 از ترک‌ها در میدان کوزوو فروپاشیده بود، اما این عقب‌نشینی، گاریس سانانن، نمی‌توانم این نام‌ها را تلفظ کنم، استدلال می‌کرد که مشروعیت یک دولت صرب را تضعیف نکرده است، بلکه فقط موجودیت تاریخی آن را قطع کرده است. بنابراین، احیای صربستان بزرگ که همه صرب‌ها را متحد می‌کند، نوآوری نبود، بلکه بیان یک حق تاریخی باستانی بود، من معتقدم در یکی دیگر از کتاب‌هایی که خواندم، چرچیل در مورد این واقعیت صحبت کرد که بالکان، بالکان بیش از آنچه که می‌توانستند هضم کنند، تاریخ خلق کردند، که این روش واقعاً هوشمندانه بود.

[00:31:17] این صرفاً جنگی از ادعاهای رقیب بود، و تقریباً همه می‌توانستند به تاریخ جهانی خود نگاه کنند تا هر مرز عظیمی را که به دنبال آن بودند توجیه کنند. و البته، این در مرکز کنفرانس 1919 بود. و بنابراین پس از آن شما همه اینها را داشتید، نه تنها آن را در اروپا داشتید، جایی که همه این ادعاهای رقیب را دارید، بلکه سپس به بقیه جهان می روید و جزایری دارید که به نظر می رسد نسبتاً منسجم هستند، اما پس از آن برای چه چیزی آماده نیستند؟ و اساساً ایده این است که آنها از تمام مواضعی که اروپا به نوعی خونین از آن عبور می کرد و سعی می کرد در مورد آن به توافق برسند، عبور نکرده بودند، خوب، ملت چیست؟ از نظر نحوه چیدمان همه چیز بسیار پژو است. (.)
[00:32:22] در تمام بحث‌ها، صحبت‌های زیادی در مورد اینکه مستعمره‌ها چقدر خوشحال بودند که از سلطه آلمان دور شدند، صحبت شد. با این حال، اگرچه پنجمین نکته از 14 نقطه ویلسون در مورد در نظر گرفتن منافع جمعیت های بومی صحبت می کرد، هیچ کس در واقع به خود زحمت مشاوره با آفریقایی-آمریکایی ها یا جزایر اقیانوس آرام را نداده بود. درست است، هیچ سامویی یا ملانزی این همه راه را به پاریس نرفته بود، اما آنها آفریقایی بودند. در واقع، یک معاون فرانسوی سیاه پوست از سنگال و رهبر بزرگ سیاه پوستان آمریکا W.E.B. دو بوآس مشغول سازماندهی یک کنگره پان آفریقایی بود. این امر در ماه فوریه و با رضایت ناپسند صلح جویان انجام شد. هیچ یک از شخصیت های برجسته کنفرانس صلح در آن شرکت نکردند. یکی از اعضای هیئت بلژیکی با شور و شوق در مورد اصلاحاتی که در کنگو در حال انجام بود صحبت کرد. و یک وزیر سابق امور خارجه پرتغال از مدیریت کشورش بر مستعمراتش تمجید کرد. تعداد انگشت شماری از نمایندگان آفریقای فرانسه موفقیت مأموریت تمدن را با تمجید از دستاوردهای جمهوری سوم به نمایش گذاشتند.

[00:33:25] کنگره قطعنامه هایی را به تصویب رساند که خواستار کنفرانس صلح برای کنترل مستقیم مستعمرات سابق آلمان به اتحادیه است. هاوس دوبوآ را با ادب مرسوم خود پذیرفت، اما در مورد قطعنامه ها چیزی نگفت. ادامه دارد و همچنان ادامه دارد. و یک کلمه منجر به کلمه دیگر می شود. و زمانی که همه چیز دیگر نمی تواند ادامه پیدا کند، جنگ شروع می شود و همه چیز تغییر می کند، مانند اغلب موارد است. (…..) یکی از کارهایی که جنگ ها انجام می دهند این است که (.) تغییر دین یا تغییر دین در سطوح گسترده را تحریک می کنند. و ما این را در قرن بیستم دیدیم. با توجه به اظهارات مردم در مورد ایمان به خدا یا عدم اعتقاد به خدا، تغییرات عظیمی را مشاهده کردید. (..) جنگ ها مردم را وارد لحظات دگرگونی می کنند که ناگهان، چه در پایان هولوکاست باشد، گروه های زیادی از مردم می گویند، خدا وجود ندارد. گروه های دیگری از مردم می گویند، باید خدایی وجود داشته باشد، زیرا فقط به نحوی یک برنامه الهی می تواند به من کمک کند تا به طور معناداری در جهان حرکت کنم. (….) همانطور که ما همچنان به تماشای جنگ هایی که در جریان هستند، امیدواریم که دیگر نداشته باشیم. (..) چه کسی می داند؟ همیشه بالا می آیند. اما جنگ نقش مهمی در آن بازی می‌کند، امروز داشتم با یک نفر صحبت می‌کردم، داشتم به وضعیت خود در کتاب ارمیا توجه می‌کردم. ارمیا و آنچه با نابودی پادشاهی یهودا و تبعید اتفاق می افتد. (.)
[00:35:32] اگر به پژوهش کتاب مقدس نگاه کنید، این یک نقطه عطف اساسی است. من از نظر خطبه‌ام روی آن کار می‌کنم. این یک نقطه عطف اساسی از نظر کل داستان اسرائیل و ظرفیت اسرائیل است. و، می دانید، عبادت کنیسه آغاز می شود. (..) مردم نه فقط گروه دیگری از مردم که حیوانات را در قربانگاه قربانی می کنند، بلکه اهل کتاب می شوند. (.) و سپس زبان نوشتار نقشی کاملاً متفاوت بر حسب اینکه آنها چه کسانی هستند و به چه چیزی اعتقاد دارند، ایفا می کند. (..) خب، وقتم تمام شده است. این به طرز وحشتناکی سازماندهی نشده بود. (..) اگر هر یک از این موارد منطقی است یا برای شما جالب است، فقط شکایت خود را در زیر در بخش نظرات مطرح کنید. (.)

https://www.youtube.com/watch?v=lEqzm3XlbtA

میله:

میله
گرفتن ابر خود را برای سواری به خارج از مرکز داده.

Similar Posts

Leave a Reply